برگزیده تدریس تفسیر موضوعی قرآن در ماه مبارک رمضان(روز هفتم)

create سعادتمند forum اضافه کردن دیدگاه جدید remove_red_eye 333 خواندن

 

 

 

برگزیده تدریس تفسیر موضوعی قرآن توسط استاد سرکار خانم آل مرتضی(رمضان1396)

 

موضوعات منتخب سوره انعام (جزء7)


1.نور و ظلمت
2.اجل
3.لجاجت مشرکان
4.تهمتی بزرگ بر ابوطالب

 

سؤال: کلمه «قل» چند بار در سوره انعام آمده است؟ چرا؟


44 بار، تکرار این خطاب به پیامبر شاید به خاطر آن است که در این سوره عقاید باطل و انحراف ها و توقعات بیجای مشرکان بیان شده و لازم است قاطعیت در کار باشد، این مطلب بیانگر آن است که پیامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور است متن وحی را بی کم و کاست  بیان کند.

 

نور و ظلمت


«وَجَعَلَ الظُّلُمَاتِ وَالنُّور؛ و تاريكيها و روشنايى را پديد آورد»(انعام/1)

 


سؤال :

الف) چرا همیشه در قران «نور» به شکل صیغه مفرد و «ظلمت»، جمع به کار رفته است؟

ب) انواع نور و ظلمت را بیان کنید؟


چون اصولاً حق یکی است و راه های باطل بسیار؛ نور، نشانه  وحدت و ظلمت، نشانه پراکندگی است. ظلمت، عامل متعددی دارد؛ ولی راه راست یکی بیش نیست، ممکن است انسان با انحراف از راه راست به هزاران ظلمت گرفتار آید، در حالی که منبع نور یکی است و آن خداوند علم است، یعنی نور امری است وجودی، اما ظلمت از عدم نور می باشد؛ پس نور یکی است، ولی چیزهایی که می توانند نور داشته باشند اما ندارند متعدد می باشند. برای نمونه، در یک اتاقی چراغ روشن است در حالی که منبع نور یکی است، اما وسایلی که در اتاق وجود دارند از لحاظ دوری و نزدیکی به منبع نور متعدد می شوند، بعضی پر نور و بعضی کم نور و بعضی تاریک و ظلمانی می باشند.


ب) نو ر و ظلمت هر یک شامل انواع مادی و معنوی هستند به عنوان مثال:
نور مادی مانند نور خورشید، آتش، لامپ، ماه و..
نور معنوی مانند نور خداوند، قرآن، امام، علم، معرفت و ایمان و...
ظلمت مادی: هر مکان و هر جسم تاریک که در دنیا وجود دارد.
ظلمت معنوی : کفر، فسق، نفاق، ظلم و سوء اخلاق

 

اجل


هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ طِينٍ ثُمَّ قَضَى أَجَلًا وَأَجَلٌ مُسَمًّى عِنْدَهُ ثُمَّ أَنْتُمْ تَمْتَرُونَ؛ اوست كسى كه شما را از گل آفريد آنگاه مدتى را [براى شما عمر] مقرر داشت و اجل حتمى نزد اوست با اين همه [بعضى از] شما [در قدرت او] ترديد مى ‏كنيد (انعام/2)

 


سؤال : تفاوت «اجل مسمّی و غیر مسمّی» در عبارت « قَضَى أَجَلًا وَأَجَلٌ مُسَمًّى» چیست؟ با ذکر مثال بیان کنید.


اجل مسمی همان اجل طبیعی و تعیین شده و حتمی می باشد، اما اجل غیر مسمی موقوف و غیر حتمی یعنی مشروط و معلق می باشد، مثلا یک چراغ نفت سوز با توجه به مخزن نفت آن ممکن است مثلا بیست ساعت استعداد روشنایی داشته باشد، اما وزش یک باد شدید، ریزش باران یا عدم مراقبت از آن سبب می شود که عمر آن کوتاه گردد. در اینجا اگر چراغ با هیچ مانعی برخورد نکند و تا آخرین قطره نفت آن بسوزد، سپس خاموش شود به اجل حتمی خود رسیده است و اگر موانعی قبل از آن باعث خاموشی چراغ شود، مدت آن را اجل غیر حتمی می گوییم.

 
نکته ها :
1- مرگ عمر و پایان زندگی به دست مانیست (هُوَ الَّذِي ...قَضَى أَجَلًا)
2- تنها خداوند بر اجل مسمی (اجل قطعی) آگاه است(أَجَلٌ مُسَمًّى عِنْدَهُ)
3- کارهایی همچون صله رحم، صدقه، زکات و دعا سبب طول عمر و اعمالی همچون قطع رحم و ظلم سبب کوتاه شدن عمر دانسته شده است (مستدرک الوسائل، ج 15، ص249)

 

سؤال: کدام یک از آیات سوره انعام به اثبات توحید، نبوت و معاد اشاره می کند؟


الف) اثبات معاد (انعام/2) (عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لَا رَيْبَ فِيهِ؛ از آن خداست كه رحمت را بر خويشتن واجب گردانيده است،‏ يقينا شما را در روز قيامت كه در آن هيچ شكى نيست، گرد خواهد آورد) پس رحمت الهی علت برای معاد است.


در این آیه، موضوع را به شکل پرسش و پاسخ آورده و می فرماید بگو آنچه در آسمانها و زمین است مالکیت آن برای کیست مال چه کسی است ؟ و بلا فاصله خود پاسخ می دهد البته که مال خداست اولین بخش رحمت خدا که شامل حال بندگان نموده است فراهم کردن امکانات و وسایل هدایت شماست که به خدا و صفات او و موصوفات معاد و معارف الهی علم و آگاهی پیدا کنید.

 

نکته ها:


1- به دلیل برپا شدن قیامت برخورداری مردم از رحمت است (كَتَبَ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ لَيَجْمَعَنَّكُمْ)
2- یکی از شیوه های تبلیغی که پیامبر مأمور به آن است، طرح سؤال و جواب است (قُلْ لِمَنْ _ قُلْ لِلَّهِ)

 

ب) اثبات توحید(انعام/14) (قُلْ أَغَيْرَ اللَّهِ أَتَّخِذُ وَلِيًّا فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ يُطْعِمُ وَلَا يُطْعَمُ قُلْ إِنِّي أُمِرْتُ...؛ بگو آيا غير از خدا پديدآورنده آسمان ها و زمين سرپرستى برگزينم و اوست كه خوراک مى‏ دهد و خوراک داده نمى ‏شود بگو من مأمورم...).


در این آیه، اثبات توحید از طریق تحریک غریزه جلب منفعت و برانگیختن عقل مردم از راه سؤال است، یعنی اگر بخواهیم ایمان افراد ضعیف الایمان را قوی و قلبشان را دگرگون کنیم، از غریزه جلب منفعت و دفع ضرر استفاده می کنیم، پس این آیه یک روش تبلیغی مهم (کنایه) می باشد، یعنی من این کار را می کنم (إِنِّي أُمِرْتُ) یا از این کار می ترسم ( إِنِّي أُمِرْتُ أخَافُ) و دستور به شخص مقابل نمی دهم.


 پیام : یکی از شیوه های تبلیغ و هدایت که پیامبر برا ی برانگیختن عقل مردم مورد استفاده قرار می دهد بیان در قالب سوال است (قُلْ أَغَيْرَ اللَّهِ)


ج) اثبات نبوت (انعام/19) (قُلْ أَيُّ شَيْءٍ أَكْبَرُ شَهَادَةً قُلِ اللَّهُ شَهِيدٌ بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَأُوحِيَ إِلَيَّ هَذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَكُمْ بِهِ وَمَنْ بَلَغَ..؛ بگو گواهى چه كسى از همه برتر است بگو خدا ميان من و شما گواه است و اين قرآن به من وحى شده تا به وسيله آن شما و هر كس را [كه اين پيام به او] برسد هشدار دهم).


اثبات نبوت یعنی حقانیت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) از طریق گواه بودن خداوند می باشد (کلام خدا) این آیه هم به طرح و بیان حقایق به شیوه سؤال و جواب که از شیوه های تبلیغی قران است اشاره می کند. اهل مکه به حضرت رسول (صلی الله علیه و اله) گفتند: اگر پیامبر خدا هستی، پس این را اثبات کن  که وحی خدا بر شما نازل می شود، خداوند متعال می فرمایید به آنان بگو: دلیل من خدا و کلام اوست.


نکته ها:


1-قرآن بزرگترین گواه بر رسالت پیامبر است(اللَّهُ شَهِيدٌ بَيْنِي...هَذَا الْقُرْآنُ)
2-برای مردم غافل، سخن گفتن از زاویه  انذار مؤثرتر است (لِأُنْذِرَكُمْ)
3-معمولاً در انسان ها انگیزه  دفع ضرر قوی تر از جلب منفعت است، بنابراین قرانی به مسئله انذار تأکید کرده است(لِأُنْذِرَكُمْ)


از جمله شرایط لازم برای رهبر آسمانی ایمان به مکتب (أُوحِيَ إِلَيَّ هَذَا الْقُرْآنُ) امید به آینده (وَمَنْ بَلَغَ) و به صلابت (قُلْ لَا أَشْهَدُ) مراقبت از شرک است(إِنَّنِي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ)

 

لجاجت مشرکان


«وَمِنْهُمْ مَنْ يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ وَجَعَلْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوهُ وَفِي آذَانِهِمْ وَقْرًا وَإِنْ يَرَوْا كُلَّ آيَةٍ لَا يُؤْمِنُوا بِهَا حَتَّى إِذَا جَاءُوكَ يُجَادِلُونَكَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هَذَا إِلَّا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ؛ و برخى از آنان به تو گوش فرا مى‏ دهند و[لى] ما بر دل هايشان پرده ‏ها افكنده‏ ايم تا آن را نفهمند و در گوشهايشان سنگينى [قرار داده‏ ايم] و اگر هر معجزه ‏اى را ببينند به آن ايمان نمى ‏آورند تا آنجا كه وقتى نزد تو مى ‏آيند و با تو جدال مى كنند، كسانى كه كفر ورزيدند، مى‏ گويند: اين [كتاب] چيزى جز افسانه ‏هاى پيشينيان نيست»(انعام/25)


 
سؤال: چرا خداوند در این آیه، پرده بر دل ها و گوش ها ی مشرکین افکنده است؟


چون مشرکان در این آیه متعصب و لجوج  می باشند که در برابر دیدن و شنیدن حقایق کمترین انعطاف از خود نشان نمی دهند و هدف آنها از گوش دادن به آیات قران این است که نقطه ضعف یا شبهه ای ایجاد کنند تا نگذارند دیگران به این کتاب آسمانی نزدیک شوند، وقتی کسی اینگونه با حقیقت درگیر باشد، طبیعی است که او بر دل خود سرپوش گذاشته که نفهمد.


نکته ها :
1-لجاجت درد بی درمان است و مثل آینه  موج دار بهترین صورت ها را هم زشت نشان می دهد(إِنْ يَرَوْا كُلَّ آيَةٍ لَا يُؤْمِنُوا)
2-پرده افکنی بر دل و سنگینی گوش به دلیل روحیه لجاجت مشرکان است، قران می فرماید (فَلَمَّا زَاغُوٓا أَزَاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ)(صف/5)

 

سؤال: درمورد انعام، خداوند متعال چه وظایفی برخود واجب کرده است؟


خدواند همان گونه که بر ما تکالیفی واجب کرده، وظایفی راهم برخود مقرر فرموده است:
از جمله: هدایت کردن (إِنَّ عَلَيْنَا لَلْهُدَى)(لیل/12)، رزق دادن(عَلَى اللَّهِ رِزْقُهَا)(هود /6)، لطف کردن (كَتَبَ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ) ( انعام/12) و پیروزی و غلبه دین خدا (کَتَبَ اللهُ لَاَغلِبَنَ انَا وَ رُسُلِی)(مجادله/21) ولی شرط بهره مند شدن از رحمت الهی رحم به بندگان است، چنانکه در حدیث آمده است: (مَن لا يَرْحمْ لاَ يُرْحَمْ)(کنزالاعمال، ج3، ص162 و تفسیر فی ظلال القرآن)

 

تهمتی بزرگ بر ابوطالب


«وَهُمْ يَنْهَوْنَ عَنْهُ وَيَنْأَوْنَ عَنْهُ وَإِنْ يُهْلِكُونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَمَا يَشْعُرُونَ؛ و آنان [مردم را] از آن باز مى دارند و [خود نيز] از آن دورى مى كنند و[لى] جز خويشتن را به هلاكت نمى‏ افكنند و نمى‏ دانند »( انعام/26)


سؤال: نظر اهل تسنن و اهل تشیع درباره ابوطالب (علیه السلام) را بیان کنید؟


برخی از اهل سنت در تفسیر، مرز این آیه را درباره ابوطالب دانسته و گفته اند: وی مردم را از آزار پیامبر مخفی می کرد، ولی خودش ایمان نمی آورد و از مسلمان شدن دوری می جست و برخی آیات دیگر را هم دراین باره می دانند(مانند توبه/13 و قصص/ 56 ) ولی پیروان مکتب اهل بیت، ابوطالب از بهترین مسلمانان است و دلایل ایمان ابوطالب، پدر نمونه حضرت علی (علیه السلام) بسیار است که عبارتند از :


- حزن و اندوه فراوانی که پیامبر (صلی الله علیه و آله) به دلیل فوت ابوطالب داشتند.
- ابوبکر و عباس گواهی دادند که ابوطالب هنگام مرگ کلمات لااله الاالله و محمد رسول الله می گفت.
- حمایت های بی دریغ وی از پیامبر در شرایط بسیار سخت

 

نکته: متن فوق، خلاصه ای از تدریس می باشد. لذا علاقه مندان می توانند جهت دریافت متن کامل تدریس هر روز، با موسسه نورالیقین تماس بگیرند.
تلفن:02537782721

 

 

موسسه نورالیقین

مرکز آموزش تفسیر و علوم قرآنی

تصویر امنیتی

تصویر امنیتی جدید

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به موسسه نورالیقین می باشد

نقل مطلب فقط با ذکر منبع جایز می باشد