تفسیر موضوعی روز هجدهم ماه رمضان

create forum اضافه کردن دیدگاه جدید remove_red_eye 444 خواندن

 

 

« گزیده ای از مباحث تفسیری استاد حسینی آل مرتضی (المومن) در روزهای ماه مبارک »

 

رمضان ماه ضیافت الله ، ماه عروج به سوی قله های بلند رستگاری، ماه راز و نیاز با حضرت حق، ماه پرواز روح تا اوج ملكوت، ماه شكستن سنگرهای شرك درونی و بازنگری در خرابی های خانه جسم و جان است. 

خسران زده کسی است که ماه مغفرت بر او بگذرد و غفران الهی شامل حالش نشود و حالش تحول نیابد. مگر چقدر فرصت «تجدید دیدار» با «فطرت» باقیست؟ در فرصت باقی، کامروا و پیروز کسی است که با تلاش در جهت افزایش بصیرت و دانایی همت به گشودن گره کوره های جهل کند.

 

در قرآن کریم پنج وظیفه ناظر به قرآن به مسلمانان امر شده است:

۱- قرائت

۲- استماع

۳- ترتیل

۴- تلاوت

۵- تدبر در قرآن

 

مهم ترین وظیفه تدبر، در بالاترین کلام یعنی کلام کمال مطلق است. امید است مباحث ارائه شده در این عنوان بتواند آغاز خوبی در مسیر اعتلای انسان و ترویج انسانیت باشد و گام های ما را در راه رسیدن به سعادت استوارتر نماید.

 

 

 موضوعات بررسی شده در جلسه هجدهم:

 

۱- زلزله روز قیامت

۲-  صفات روز قیامت

۳- اثبات معاد با تدبر در عالم حیات

۴- جدال مذموم

۵- افراد ضعیف الایمان، بر لبه پرتگاه کفر

۶- ضعف ایمان، عامل بی اعتمادی به نصرت الهی

۷- منافع حج

۸- تعظیم شعائراللّه

۹- صفات مخبتین

۱۰- حکومت صالحان

۱۱- اثبات ضعف انسان

۱۲- اسلام بن بست ندارد

موضوعات منتخب:

۱- زلزله روز قیامت

۲-  صفات روز قیامت

۳- جدال مذموم

۴- افراد ضعیف الایمان، بر لبه پرتگاه کفر

۵- ضعف ایمان، عامل بی اعتمادی به نصرت الهی

 

 

 

 

موضوع اول: زلزله روز قیامت


«يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَيْءٌ عَظِيمٌ»    «اى مردم، از پروردگار خود پروا كنيد، چرا كه زلزله رستاخيز امرى هولناك است.» (1)

 


سؤال: آیه 1 سوره حج، به چه نکات معمی درباره روز قیامت، اشاره می‌کند؟


جواب: این سوره، با دو آیه تکان دهنده درخصوص روز قیامت و دعوت به تقوا، آغاز شده¬است؛ دعوتی که به شیوه انذار و تهدید است. تدبر در این آیات، انسان را به تفکر در سرانجام خویش وامی‌دارد، بدیهی است، توجه انسان عاقل به آینده هولناکی که در انتظار اوست، سبب جمع‌آوری زاد و توشه‌ای برای رهایی از دشواری‌های قیامت می‌شود.


نکات:


1. خطاب (« يَا أَيُّهَا النَّاسُ»)، عموم مردم  از، کافر و مؤمن، مرد و زن، حاضر و غائب، حاضران در عصر نزول آیه و آیندگان را، شامل می‌شود.


2. از یک‌ سو به مسأله توحید اشاره دارد (« اتَّقُوا رَبَّكُمْ») و از سوی دیگر، تقوا را عامل رهایی از سختی‌های قیامت معرفی می‌کند.


3. خداوند، برای بیان عظمت روز قیامت و ناملایمات آن، کلمه «شیء» را نکره آورده است،  این مبهم جلوه دادن، نشانه می‌دهد که تصور آن برای انسان، غیرممکن است.


4. زلزله از علائم قیامت شمرده شده‌است، چرا که نظام هستی هنگام قیامت، با زلزله‌ای از هم فرو می‌پاشد.

 

 

 


موضوع دوم: صفات روز قیامت


«يَوْمَ تَرَوْنَهَا تَذْهَلُ كُلُّ مُرْضِعَةٍ عَمَّا أَرْضَعَتْ وَتَضَعُ كُلُّ ذَاتِ حَمْلٍ حَمْلَهَا وَتَرَى النَّاسَ سُكَارَى وَمَا هُمْ بِسُكَارَى وَلَكِنَّ عَذَابَ اللَّهِ شَدِيدٌ»  «روزى كه آن را ببينيد، هر شيردهنده‌اى آن را كه شير مى دهد ‏[‏از ترس‏]‏ فرو مى‌گذارد، و هر آبستنى بار خود را فرو مى‌نهد، و مردم را مست مى‌بينى و حال آنكه مست نيستند، ولى عذاب خدا شديد است.» (2)

 

 

سؤال: خداوند وحشت روز قیامت را چگونه توصیف می‌کند؟


جواب:


1.    وحشت روز قیامت آن‌چنان است که مادران، شیرخواران خود را که در حال شیر خوردن هستند، رها و از ترس فرار می‌کنند. علاقه مادر به فرزند، قوی‌ترین علاقه‌هاست. خداوند برای بیان سختی روز قیامت، قطع رابطه مادر با فرزند شیر خوارش را مثال زده‌است. («يَوْمَ تَرَوْنَهَا تَذْهَلُ كُلُّ مُرْضِعَةٍ عَمَّا أَرْضَعَتْ»)


2.    هر بارداری جنین خود را سقط می‌کند. («وَتَضَعُ كُلُّ ذَاتِ حَمْلٍ حَمْلَهَا»)


3.    مردم را مست می‌بینی، حال آنکه مست نیستند. («وَتَرَى النَّاسَ سُكَارَى وَمَا هُمْ بِسُكَارَى»)

 


سؤال: چرا در آیه2، سوره حج، کلمه « مُرْضِعَةٍ» آمده و «مرضع» نیامده است؟


جواب: «مرضعة»، زنی است که در حال شیر دادن و کودکش در حال مکیدن باشد؛ اما  مرضع زنی است که این جایگاه را داشته باشد، هرچند در لحظه وقوع قیامت، مشغول شیر دادن نباشد. به کار بردن کلمه مرضعه، دلالت بر سخت بودن، دهشت و هول قیامت دارد که حتی عاطفه مادری را هم می‌گیرد.

 


سؤال: از جمله « وَتَرَى النَّاسَ سُكَارَى وَمَا هُمْ بِسُكَارَى» چه موضوعی برداشت می‌شود؟


جواب: این عبارت بیان می‌کند که مستی مردم از شراب نیست؛ بلکه مستی، حیرت، هول، اضطراب واز دست دادن عقل هایشان، از شدت عذاب خداست که ایشان را به آن حالت، افکنده است.

 


سؤال: چه زمانی، زلزله قیامت واقع می‌شود؟


جواب: این زلزله، قبل از نفخه اول صور، واقع می-شود نه قبل از نفخه دوم صور - به استناد آیه 68 سوره زمر که از دو نفخه خبر می‌دهد - به دو دلیل: اولاً، قبل از نفخه دوم، زنده‌ای در روی زمین وجود ندارد، چون همه در نفخه اول مرده‌اند.
ثانیاً، آیه مردم را در حالت عادی فرض کرده‌است که ناگهانی و بدون مقدمه، زلزله رخ می‌دهد و حالشان دگرگون می‌شود.

 


سؤال: تعبیرات قرآن در معرفی سیمای قیامت چیست؟


جواب:

«...يَوْمًا يَجْعَلُ الْوِلْدَانَ شِيبًا؛ روزى كه كودكان را [از هول سختی] پير مى‌گرداند.» (3)
« يَوْمًا عَبُوسًا قَمْطَرِيرًا؛ روزی که از رنج و سختی آن؛ رخسار خلق درهم و غمگین است.» (4)
« يَوْمًا كَانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيرًا؛ روزی که شر و سختی آن، همه اهل محشر را فرامی‌گیرد.» (5)

 

 

 


موضوع سوم: جدال بدون علم


«وَمِنْ النَّاسِ مَنْ يُجَادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَيَتَّبِعُ كُلَّ شَيْطَانٍ مَرِيدٍ»  «و برخى از مردم درباره خدا بدون هيچ علمى مجادله مى كنند و از هر شيطان سركشى، پيروى مى نمايند.» (6)

 


سؤال: مجادله‌کنندگان در برابر حق، چه کسانی هستند؟


جواب: مجادله کنندگان، کسانی هستند که در آنچه به صفات و افعال خدا برمی‌گردد، سخنانی جاهلانه و بدون علم بیان می‌کنند و به آن اصرار می‌ورزند؛ به عبارتی با ایجاد شبهه و تردید به عقاید دینی مردم ضربه می‌زنند، به طور یقین این بحث و جدال، پیروی شیطان است. (7)

 


سؤال: آیا از نظر اسلام، جدال همواره مذموم است؟


جواب: در این آیه، جدالی که بدون علم و آگاهی لازم، همراه با تبعیت از شیطان باشد مذموم است، ولی در آیه 125 سوره نحل، خداوند جدال با مخالفان همراه را با منطق صحیح یا با منطق خودشان، توصیه کرده است، «وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ؛ با آنان به نیکوترین شیوه به بحث و ادله بپردازید».

 

 


موضوع چهارم: جدال مذموم


«وَمِنْ النَّاسِ مَنْ يُجَادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَلَا هُدًى وَلَا كِتَابٍ مُنِيرٍ»   «و از ‏‏‏‏[ميان] مردم كسى است كه درباره خدا بدون هيچ دانش و بى هيچ رهنمود و كتاب روشنى به مجادله مى‌پردازد.» (8)

 


سؤال: تفاوت آیه 3 و آیه 8 سوره حج درباره «جدال» چیست؟


جواب: آیه 3 سوره حج، گروهی از مردمِ روی‌گردان از حق را معرفی می¬کند که  همان مقلِّدان هستند، به دلیل انتهای آیه («وَيَتَّبِعُ كُلَّ شَيْطَانٍ مَرِيدٍ»)؛ چون شیوه مقلِّد، متابعت و پیروی از شیوه مقلَّد است.
ولی در آیه8، منظور از مجادله‌کنندگان، پیشوایان و مقلَّدان هستند به این دلیل که در ابتدای آیه بعد چنین فرموده است: «لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ؛ چرا که اضلال و گمراه کردن، شیوه پیشوا و مقلَّد (به فتحه لام) است.» (9)

 


سؤال: چرا با وجود اثبات معاد، بعضی از مردم به جدال در این زمینه می‌پردازند؟


جواب:

اولاً، ممکن است، جدال به علت جهالت و نداشتن علم باشد («بِغَيْرِ عِلْمٍ»)، خداوند، درباره اهل کتاب در سوره بقره می‌فرماید: « وَمِنْهُمْ أُمِّيُّونَ لَا يَعْلَمُونَ الْكِتَابَ إِلَّا أَمَانِيَّ» (10)
آنها کسانی هستند که علم ندارند؛ حتی آنهایی که علم دارند، علمشان را فراموش کرده‌اند یا به علم خود عمل نمی‌کنند، جاهل محسوب می‌شوند. این افراد یا از روی تقلید کورکورانه یا تعصب (آیه 3، سوره حج) و یا به علت گمراه کردن دیگران به جدال در برابر حق برمی‌خیزند.


ثانیاً، آنان که جدال می¬کنند و در مقابل حق، موضع می‌گیرند، از هدایت معنوی که در پرتو خودسازی، تقوا و تهذیب نفس، برای انسان حاصل می‌شود، محرومند («لَاهُدیً») و به سبب آلوده ساختن فطرت پاک خویش، هیچ نورانیت و الهامی در قلبشان وجود ندارد تا آنها را از مجادله باطل بازدارد.


ثالثاً، آنها به کتاب آسمانی (قرآن)، نیز رجوع نمی‌کنند تا به وسیله آن حق را از باطل تشخیص دهند. («وَلَا كِتَابٍ مُنِيرٍ»)
«ثَانِيَ عِطْفِهِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ لَهُ فِي الدُّنْيَا خِزْيٌ وَنُذِيقُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَذَابَ الْحَرِيقِ ؛ ‏آنها با تکبر و بی اعتنایی[نسبت به سخنان الهی]، می‌خواهند ‏‏[مردم را] از راه خدا گمراه كنند. در دنيا براى او رسوايى است، و در روز رستاخيز او را عذاب آتش سوزان مى چشانيم.» (11)

 


سؤال: کدام رذیله اخلاقی، ریشه جدال با حق است و هدف از این جدال چیست؟


جواب: «ثانی» از ماده ثنی به معنای پیچیدن و «عِطف» به معنی پهلو است و پیچاندن پهلو کنایه از بی‌اعتنایی و روی گردانی از چیزی است که منشأ آن غرور و تکبر است. این افراد در مقابل حق موضع می‌گیرند و در پاسخ اهل ایمان که آنها را دعوت به حق می‌کنند، با تکبر و غرور برخورد و با بی¬احترامی و تمسخر به آنها توهین می‌کنند؛ نتیجه این بی‌اعتنایی آنها به آیات الهی، بازداشتن دیگران از راه حق و گمراه کردن افراد ضعیف‌الایمان است.

 

 


موضوع پنجم: افراد ضعیف‌الایمان، بر لبه پرتگاه کفر


«وَمِنْ النَّاسِ مَنْ يَعْبُدُ اللَّهَ عَلَى حَرْفٍ فَإِنْ أَصَابَهُ خَيْرٌ اطْمَأَنَّ بِهِ وَإِنْ أَصَابَتْهُ فِتْنَةٌ انقَلَبَ عَلَى وَجْهِهِ خَسِرَ الدُّنْيَا وَالْآخِرَةَ ذَلِكَ هُوَ الْخُسْرَانُ الْمُبِينُ»   «و از ميان مردم كسى است كه خدا را فقط بر يك حال ‏‏[و بدون عمل] مى پرستد. پس اگر خيرى به او برسد بدان اطمينان يابد، و چون بلايى بدو رسد روى برتابد. در دنيا و آخرت زيان ديده است. اين است همان زيان آشكار.» (12)

 


سؤال: در آیه 11، سوره حج مردم بی‌ایمان با چه صفتی معرفی شده‌اند؟


جواب: این گروه بی‌ایمان و ناصالح، خدا را تا زمانی می‌پرستند که برایشان خیر دنیا را داشته باشد؛ یعنی دین را برای دنیا استخدام می‌کنند، اگر سود مادی داشته باشد، به [پرستش] خدا، اطمینان می-یابند ولی اگر دچار فتنه و امتحان شوند، به عقب برمی‌گردند. این انسان‌های متزلزل به سبب نداشتن ثبات در دنیا و نیز روی گردانی از دین و خدا، درآخرت، زیانکار هستند. (13)

 


سؤال: منظور از عبارت «مَنْ يَعْبُدُ اللَّهَ عَلَى حَرْفٍ» چیست؟


جواب:  این عبارت به افرادی، با ایمان ضعیف اشاره دارد که با کوچک ترین مشکلی، ایمانشان بر باد می‌رود. «حَرْفٍ» در اینجا به معنی لبه کوه و کناره اشیاء است که در نتیجه می‌توان گفت، این افراد، بر لبه پرتگاه کفر قرار دارند و چنانچه کمترین مشکل و سختی در راه دین ایجاد شود، از مسیر ایمان خارج می‌شوند.
همچنین، ممکن است، اشاره به این باشد که این‌ افراد، نور ایمان در قلب‌هایشان نتابیده است و بر اعماق وجودشان، نفوذ نکرده است. به فرموده امام حسین علیه‌السلام: «ألدّینُ لَعق عَلَی ألسِنَتِکُم؛ دین لقلقه زبان آنان است» (14)

 


سؤال: در آیات 3، 8، 11 و 14، سوره حج، خداوند به چند گروه از مردم اشاره کرده‌است؟


جواب:


1.    پیشوایان کفر که دیگران را به دنبال خود می‌کشاند و بدون علم، درباره خداوند، جدال می‌کنند: («وَمِنْ النَّاسِ مَنْ يُجَادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَلَا هُدًى وَلَا كِتَابٍ مُنِيرٍ؛ ثَانِيَ عِطْفِهِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ ...») (15)

 
2.    مقلدان و پیروان گروه اول از هر شیطانی را پیروی‌می‌کنند و مانند پیشوایانشان، جدال می‌کنند. («وَمِنْ النَّاسِ ... وَيَتَّبِعُ كُلَّ شَيْطَانٍ مَرِيدٍ») (16)


3.    افراد ضعیف‌الایمان و متزلزلی که خدا را تا جایی می‌پرستند که سود مالی داشته‌باشد.


4.    مؤمنان صالح که سرانجام آنها نیکو، توصیف شده است. («اِنَّ اللَّهَ يُدْخِلُ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ جَنّاتٍ تَجْرى مِنْ تَحْتِهَا الْاَنْهارُ…»)

 


سؤال: موضع افراد ضعیف‌الایمان در برابر دین چگونه است؟


جواب: خداوند متعال در مورد آنان می‌فرماید: «فإن اصابه خیرٌ اطمأنّ به؛ اگر [دنیا به آنها روکند و] نفع و خیری به آنان برسد، اطمینان پیدا می‌کند [و آنها دلیل بر حقانیت اسلام می‌گیرد]».
«و إن اصابته فتنة انقلب علی وجهه؛ و اگرفتنه‌ای به او برسد، از او روی بر می‌گرداندند». اولین خطبه امام حسین علیه‌السلام پس از ورود به کربلا، به طور کامل بر این آیه منطبق است و شرح حال افراد ضعیف‌الایمانی است که هنگام سختی‌ها، امام را تنها گذاشتند. ایشان در این خطبه می‌فرماید: «الناسُ عبیدُ الدنیا و الدّینُ لَعِقُ علی ألسنتهم یحوطونَه مادرّت معائِشُهُم فإذا مُحِصوا بالبلاء قلّ الدّیّانون؛ مردم بنده دنیا هستند و دین لقلقه زبان آنان است تا بندگی و معیشتشان پربار و تأمین است، بر محور دین گرد آیند (و از دین در راه دنیایشان استفاده می‌کنند) پس چون با بلاها آزموده شوند، دین داران کم می‌شوند».


همچنین در دعای عهد می‌خوانیم: «الهم اجعلنی من انصاره و اعوانه... و المسارعین الیه فی قضاء حوائجه؛ خدایا مرا از یاران امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف و کسانی قرار بده که در برآورده ساختن حوائج ایشان شتاب می‌کنند». بنابراین، برای زمینه‌سازی ظهور امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف باید در برطرف کردن موانع، سعی کرده و مشکلات و سختی‌ها را تحمل کنیم و این طور نباشد، تا زمانی که شرایط بر وفق مراد ماست، دعای فرج را زمزمه کنیم و همین که در معرض ابتلائات الهی قرار گرفتیم و شرایط برایمان دشوار شد، راه دین را رها کنیم.

 

 

 


موضوع ششم: ضعف ایمان، عامل بی‌اعتمادی به نصرت الهی


«مَنْ كَانَ يَظُنُّ أَنْ لَنْ يَنصُرَهُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ فَلْيَمْدُدْ بِسَبَبٍ إِلَى السَّمَاءِ ثُمَّ لِيَقْطَعْ فَلْيَنظُرْ هَلْ يُذْهِبَنَّ كَيْدُهُ مَا يَغِيظُ»   «هر كه مى پندارد كه خدا ‏‏[‏‏پيامبرش] را در دنيا و آخرت هرگز يارى نخواهد كرد ‏[بگو] تا طنابى به سوى سقف كشد ‏‏[‏و خود را حلق آويز كند] سپس ‏‏[‏آن را] بِبُرَد. آنگاه بنگرد كه آيا نيرنگش چيزى را كه مايه خشم او شده از ميان خواهد برد؟» (17)

 


سؤال: تفاسیر مختلفی که درباره آیه 15 حج بیان شده ، چیست؟


جواب:


1. گروهی از مفسران، مرجع ضمیر «هاء» را در عبارت «ان لن ینصره اللّه»، پیامبر اکرم صلی‌اللّه‌علیه‌ وآله، «السَّماء» را به معنی آسمان و جمله «لِیَقطَع» را به معنی خفقان و قطع نفس و پیش رفتن تا سر حد مرگ می‌دانند؛ بر این اساس، تعبیر آیه را چنین می‌دانند: کسانی که می‌پندارند، خداوند پیامبرش را یاری نخواهد کرد، به آسمان بروند و طنابی آویزان کنند و خود را به دار بکشند تا نفَسشان بریده شود و ببینند آیا این کار خشمشان را فرو می نشاند.


2. گروهی دیگر، مرجع ضمیر «هاء» را همان افراد ضعیف‌الایمان -که آیات قبل صحبت از آنان بود- می‌دانند، یعنی کسانی که فکر می‌کنند خدا آنها را یاری نمی‌کند و بر اثر ایمان آوردن روزیشان قطع می‌شود.(« لِیَقطَع»)


3. گروهی، موضوع آیه را بحث علمی فضانوردی می‌دانندکه یکی از معجزات و پیشگویی‌های قرآن است. با این نگاه، عبارت «بِسَبَبٍ إِلَى السَّمَاءِ» را وسیله فضانوردی و «لیقطع» را پیمودن راه در آسمان‌ها، تفسیر می‌کنند.
با توجه به این تفسیر می‌توان گفت، منظور خدای متعال این است که اگر انسان از قدرت و نصرت الهی ناامید باشد هر‌گونه تکنولوژی و پیشرفت علمی و حتی فضانوردی، نمی‌تواند آرامش را برای او به ارمغان آورد. (18)

 
نکته: نقطه مشترک میان این تفاسیر، آن است که ضعف ایمان و بی اعتمادی به نصرت و قدرت الهی، سبب اضطراب و پریشانی در مؤمنان است و تنها راه رسیدن به آرامش حقیقی، توکل به خدا و سپردن امور به اوست.

 


سؤال: شبهه وارده مبنی بر آرامش افراد منکر معاد در برابر تشویش و اضطراب افراد مؤمن به معاد، چگونه پاسخ داده می‌شود؟


جواب: انسان مؤمن، همیشه در حالتی بین بیم و امید(خوف و رجاء) به سر می‌برد. («...إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آياتُهُ زَادَتْهُمْ إِيمَانًا...») (19)
برای رسیدن به آرامش، ابتدا باید بر «نفس اماره» خویش چیره شود و آن را به «نفس لوامه» تبدیل کند. به این منظور، باید تقوای الهی پیشه کند، در این مرحله، ترس از خدا، وسیله رشد و تعالی بیشتر اوست. نفس لوامه با سرزنش انسان، به تدریج رذایل اخلاقی را از وجود فرد پاک کند و فضایل اخلاقیش را تقویت شود. اضطراب انسان مؤمن، بیشتر به سبب گناهانی است که مرتکب شده است و تا زمانی که توبه نکند و رضای الهی را به دست نیاورد، آرام نمی‌شود و وقتی با غلبه بر نفس اماره ایمان خود را محکم کرد، نورانیت، بصیرت و الهامات قلبی به او آرامش خواهد داد و آن هنگام، هیچ حادثه ناخوشایندی نمی‌تواند او را مضطرب کند؛ پس، نفس او به «نفس ملهمه» تبدیل می‌شود. دراین حالت، نه تنها دیگر هیچ ناخوشایندی، او را نگران نمی‌کند، بلکه از بندگی خداوند نیز لذت می‌برد.


مرحله آخر، آرامش نهای زمانی است که خداوند، «نفس مطمئنه» را شامل حال وی می‌کند. («أَلَا إِنَّ أَوْلِيَاءَ اللّهِ لاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ ؛ آگاه باش! که اولیاء خدا نه خوفی بر آنان هست و نه اندوهناک می شوند»)  (20)
برای مثال انسان مؤمن مانند شخصی است که می‌خواهد شنا یاد بگیرد، او ابتدا از شنا واهمه دارد، اما با تکرار و تمرین، اضطراب او از بین می‌رود.
انسان مؤمن وقتی به محاسبه نفس خود می‌پردازد، ابتدا به افکار، اعتقادات و اخلاق نادرست خود پی می‌برد؛ در این مرحله حال خوشی ندارد چرا که برطرف کردن نواقص مشقت دارد، اما همین که خانه دلش از رذایل پاک شد، اضطراب دور می‌شود و آرامش و رضایت جایگزین آن خواهد شد.

 

 

تنظیم کننده: خانم یثربی

 

«موسسه فرهنگی قرآن و عترت نورالیقین»


1. الحج، 1 .

2. الحج، 2 .

3. مزمل، 17 .

4. انسان، 10 .

5. انسان، 7 .

6. الحج، 3 .

7. تفسیر المیزان، ج17، ص483 .

8.  الحج، 8 .

9. تفسیر المیزان، ج14، ص 491 .

10. بقره، 78 .

11. الحج، 9 .

12. الحج، 11 .

13. تفسیر المیزان، ج14، ص 494 .

14. خطبه امام حسین علیه­السلام پس از ورود به کربلا .

15. الحج، 8 و 9 .

16. الحج، 3 .

17. الحج، 15 .

18. . تفسیر نور، ج8، ص25 .

19. انفال، 2.

20. یونس، 62.

تصویر امنیتی

تصویر امنیتی جدید

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به موسسه نورالیقین می باشد

نقل مطلب فقط با ذکر منبع جایز می باشد