تفسیر موضوعی روز بیست و سوم ماه رمضان

create forum اضافه کردن دیدگاه جدید remove_red_eye 722 خواندن

 

 

 

 

« گزیده ای از مباحث تفسیری استاد حسینی آل مرتضی (المومن) در روزهای ماه مبارک »

 

رمضان ماه ضیافت الله ، ماه عروج به سوی قله های بلند رستگاری، ماه راز و نیاز با حضرت حق، ماه پرواز روح تا اوج ملكوت، ماه شكستن سنگرهای شرك درونی و بازنگری در خرابی های خانه جسم و جان است. 

خسران زده کسی است که ماه مغفرت بر او بگذرد و غفران الهی شامل حالش نشود و حالش تحول نیابد. مگر چقدر فرصت «تجدید دیدار» با «فطرت» باقیست؟ در فرصت باقی، کامروا و پیروز کسی است که با تلاش در جهت افزایش بصیرت و دانایی همت به گشودن گره کوره های جهل کند.

 

در قرآن کریم پنج وظیفه ناظر به قرآن به مسلمانان امر شده است:

۱- قرائت

۲- استماع

۳- ترتیل

۴- تلاوت

۵- تدبر در قرآن

 

مهم ترین وظیفه تدبر، در بالاترین کلام یعنی کلام کمال مطلق است. امید است مباحث ارائه شده در این عنوان بتواند آغاز خوبی در مسیر اعتلای انسان و ترویج انسانیت باشد و گام های ما را در راه رسیدن به سعادت استوارتر نماید.

 

 

موضوعات بررسی شده در جلسه بیست وسوم:

 

۱- سیمای سوره احزاب

۲- زدودن خرافات از جامعه

۳- پسر خوانده پیامبر

۴- حکیم

۵- سیمای جنگ احزاب

۶- امدادهای خداوند در جنگ احزاب

۷- امتحان الهی در شدائد

۸- تضعیف روحیه مؤمنان

۹- معوقین

۱۰- زخم زبان از صفات منافقان

۱۱- الگوی نیکوی مسلمانان

۱۲- آیه تطهیر

۱۳- شخصیت و ارزش زن در اسلام

۱۴- ماجرای ازدواج پیامبر با همسر زید

۱۵- آیه صلوات

۱۶- آداب مهمانی

۱۷- آیه حجاب

۱۸- جنگ سرد

۱۹- قول سدید

۲۰- امانت الهی

 

 

 

موضوعات منتخب:

 

۱- الگوی نیکوی مسلمانان

۲- آیه حجاب

۳- امانت الهی

 

 


سیمای سوره احزاب


این سوره، مدنی است و هفتادوسه آیه دارد.
یهودیان مدینه، مشرکان مکه و منافقان پنهان در میان مسلمانان، در سال پنجم هجری برای جنگ با مسلمین متحد شدند. پیامبر صلی اللّه علیه و آله و سلم و یارانش برای مقابله با هجوم آنان، در اطراف مدینه خندق حفر کردند.
این جنگ از آن جهت که توسط گروه های مختلف برنامه ریزی شد به جنگ احزاب و از آن جهت که مسلمانان برای دفاع از خود، خندق حفر کردند به جنگ خندق معروف شد.
در هفده آیه از این سوره، درباره جنگ احزاب صحبت شده است و در آیات 20 و 22، سه بار کلمه «احزاب» به کار رفته، در نتیجه این سوره، «احزاب» نام گرفته است.
علاوه بر جنگ احزاب، مسائلی چون ظهار و طلاق جاهلی، احکام پسرخواندگی، موضوع حجاب و توجه به معاد، در این سوره مطرح شده است.(1) همچنین، در این سوره آیات تطهیر، صلوات و امانت نیز، بیان شده است.

 

 

 

موضوع اول: الگوی نیکوی مسلمانان

 

«لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا»
«قطعاً برای شما در [رفتار] رسول خدا سرمشقی نیکوست، برای کسی که به خدا و روز رستاخیز امید دارد و خدا را فراوان یاد می کند».(2)

 

 

سؤال: چرا پیامبران بهترین الگو برای امت ها هستند؟

جواب: انتخاب فرستادگان خدا از میان انسان ها به این دلیل است که آنان، سرمشق عملی برای امت ها باشند، زیرا مهم ترین و مؤثرترین بخش تبلیغ و دعوت انبیاء، دعوت عملی آنهاست.
دانشمندان مسلمان، شرط قطعی مقام نبوت را عصمت دانسته اند؛ یکی از دلایل آن، همین است که آنها باید سرمشق مردم باشند. به راستی اگر پیامبر در زندگی ما اسوه باشد، برنامه های زندگی ما در ایمان و توکل، اخلاص و شجاعت، نظم و نظافت و نیز زهد و تقوا، به کلی دگرگون خواهد شد و نور و روشنایی سراسر زندگی ما را فرا خواهد گرفت.(3)

 

 

سؤال: «اسوه» به چه معناست و چند بار در قرآن به کار رفته است؟

جواب: لغت «اسوه»، درباره تأسی و پیروی کردن از دیگران در کارهای خوب، به کار می رود.
این کلمه در قرآن، درباره دو پیامبر عظیم الشأن، آمده است:
یکی درباره حضرت ابراهیم علیه السلام و دیگری درباره پیامبر اسلام صلی اللّه علیه و آله و سلم؛ اسوه بودن حضرت ابراهیم علیه السلام، در برائت از شرک و مشرکان و اسوه بودن پیامبر اسلام صلی اللّه علیه و آله و سلم، در ایستادگی در مقابل دشمن است.(4)

 

 

سؤال: طبق آیه 21 سوره احزاب، اسوه حسنه چه ویژگی هایی باید داشته باشد؟

جواب: قرآن، اسوه حسنه را کسی می داند که دارای سه ویژگی است:


امید به خدا      امید به رستاخیز       یاد فراوان خداوند
درحقیقت ایمان به مبدأ و معاد، انگیزه این حرکت است و یاد خدا، تداوم بخش آن؛ زیرا بدون شک، کسی که قلبش از چنین ایمانی سرشار نباشد، قادر به قدم گذاشتن در جای قدم های پیامبر نیست و اگر در ادامه این راه، پیوسته به یاد خدا نباشد و اگر از شیطان دوری نکند، قادر به الگوبرداری از پیامبر نخواهد بود.(5)

 

 

 

موضوع دوم: فلسفه حجاب

 

 

سؤال: آیات حجاب در قرآن کریم کدامند؟

جواب: از آیات مهم حجاب، آیه 59 احزاب و آیه 31 سوره نور می باشد.


در آیه 59 سوره احزاب می فرماید:«یَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا»  «اى پيامبر! به زنان و دخترانت و به زنان مؤمنان بگو: «پوشش هاى خود را بر خود بپیچند. اين براى آنكه [به عفیف بودن] شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند ‏‏[‏به احتياط] نزديك تر است و خدا آمرزنده مهربان است.»


و در آیه 31 سوره نور می فرماید: «وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُوْلِي الْإِرْبَةِ مِنْ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاءِ وَلَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»  «و به زنان با ايمان بگو: «ديدگان خود را ‏[‏از نامحرم]‏ فرو بندند و پاك دامنى ورزند و زيورهاى خود را آشكار نگردانند مگر آنچه كه طبعاً از آن پيداست. و بايد روسرى خود را بر گردن خويش ‏[‏فرو‏]‏ اندازند، و زيورهاي شان را جز براى شوهرانشان يا پدرانشان يا پدران شوهرانشان يا پسرانشان يا پسران شوهرانشان يا برادرانشان يا پسران برادرانشان يا پسران خواهرانشان يا زنان ‏[‏همكيش‏]‏ خود يا كنيزانشان يا خدمتكاران مرد كه ‏[‏از زن] بى نيازند يا كودكانى كه بر عورت هاى زنان وقوف حاصل نكرده اند، آشكار نكنند; و پاهاى خود را ‏‏[‏‏به گونه اى به زمين] نكوبند تا آنچه از زينتشان نهفته مى دارند معلوم گردد. اى مؤمنان، همگى ‏‏[‏‏از مرد و زن] به درگاه خدا توبه كنيد، تا شاید رستگار شويد.»

 

نکته: در آیه 59 سوره احزاب فرمان حجاب با تهدید مطرح نشده است بلکه فلسفه حجاب را چنین بیان می کند که زنان و دختران اگر بخواهند از متلک ها، تهمت ها، تهاجم ها و تهدیدهای افراد آلوده و هرزه در امان باشند، باید خود را بپوشانند.(6)

 

 

سؤال: با توجه به آیات حجاب، واژه های «خُمُر»، «جُیُوب»، «جَلابیب»  چه معنایی دارند؟

جواب: «خُمُر»، جمع «خمار» یعنی روسری و «جُیوب»، جمع «جیب» به معنی گردن و سینه است.(7)
«جلابیب»، جمع «جلباب» به معنی مقنعه¬ای است که سر و گردن را بپوشاند یا پارچه بلندی که تمام بدن، سر و گردن را می پوشاند. (8)

 

 

سؤال: حفظ حجاب و ترک جلوه گری چه آثاری به دنبال دارد؟

جواب: برخی از آثار حفظ حجاب و ترک جلوه گری عبارتند از:
آرامش روحی، استحکام پیوند خانواده، حفظ نسل، جلوگیری از سوء قصد و تجاوز، پیشگیری از امراض مقاربتی و روانی، پائین آمدن آمار طلاق، خودکشی، فرزندان نامشروع، سقط جنین، از بین رفتن رقابت های منفی، حفظ شخصیت و انسانیت زن و نجات او از چشم ها و دل های هوسباز که امروز دنیای غرب و شرق را در لجن فرو برده است. (9)

 

 

سؤال: کیفیت و کمیت حجاب با توجه به کدام قسمت از آیات حجاب اثبات می شود؟

جواب: در آیات قرآن، کیفیت و کمیت حجاب، بدین گونه گنجانده شده است:

الف) آیه 59 سوره احزاب: «یدنین علیهنَّ من جلابیبهن»
منظور از «یدنین؛ نزدیک کنند» این است که زنان جلباب را به بدن خویش نزدیک کنند، نه آن قدر که به آنها بچسبد و برجستگی های اندامشان نمایان شود و نه آن قدر آزاد باشد که گاه و بی گاه کنار رود و بدن آشکار شود، به طور کلی لباسشان را جمع کنند. (10)

ب) آیه 31 سوره نور: «و لیضربن بخمرهن جیوبهن» به این معناست که روسری یا مقنعه باید بلند باشد تا گردن و سینه را کامل بپوشاند.

 

 

سؤال: با توجه به آیه 59 سوره احزاب علت اهمیت حجاب چیست؟

جواب: در آیه مورد بحث دو علت برای اهمیت حجاب  ذکر شده است:


  ذلکَ ادنی اَن یُعرَفنَ: عفت و پاکدامنی زن مؤمن با حجاب شناخته می شود.

  فَلا یُؤذینَ: به وسیله حجاب، زن از آزار و اذیت افراد هرزه و افرادی که در دلشان مرض است، در امان می ماند و کسی جرأت ایجاد مزاحمت برای او را پیدا نمی کند.

 

 

 

موضوع سوم: امانت الهی

 

«إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنْسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولاً»  «ما امانت ‏‏[‏‏الهى و بار تكليف] را بر آسمان ها و زمين و كوه ها عرضه كرديم، و آنها [تکویناً] از تحمّل آن سر باز زدند و از آن هراسناك شدند، [و‏‏‏‏لى] انسان آن را بر دوش گرفت؛ [ولی ادای تکلیف نکرد] به راستى او ستمگرى نادان بود.» (11)

 

 

سؤال: منظور از امانت الهی که انسان آن را پذیرفت، چیست؟

جواب: ویژگی ای که باعث شد انسان امانت الهی را بپذیرد در حالی که آسمانها، زمین و کوه ها از پذیرش آن ابا کردند این است که:  انسان موجودی با استعداد فوق العاده است که می تواند با استفاده از آن، مصداق کامل «خلیفة اللّه» شود و در کسب معرفت و تهذیب به اوج افتخار برسد و از فرشتگان آسمان هم بگذرد. این استعداد با آزادی اراده و اختیار توأم است. آسمان و زمین و کوه ها دارای نوعی معرفت الهی هستند و در برابر خداوند خاضع اند ولی همه به صورت تکوینی و اجباری، به همین دلیل تکاملی ندارند. تنها موجودی که قوس صعودی و نزولی اش بی انتهاست و به اختیار خودش به طور نامحدود قادر به پرواز به سوی قله تکامل است، انسان است. این همان امانت الهی است که همه موجودات از حمل آن سرباز زدند و انسان به میدان آمد و یک تنه آن را به دوش کشید.
بنابراین، امانت الهی عبارت است از: «توانایی تکامل نامحدود، آمیخته با اراده و اختیار و رسیدن به مقام انسان کامل و بنده خاص و پذیرش ولایت الهیه است».
اما اینکه در روایات، این امانت به پذیرش ولایت امیرالمؤمنین علی علیه السلام و فرزندانش تفسیر شده به خاطر این است که ولایت پیامبران و امامان، شعاعی نیرومند از آن ولایت کلیه الهیه است و رسیدن به مقام عبودیت و طی طریق تکامل، جز با قبول ولایت اولیای خدا امکان پذیر نیست.(12)

 

 

سؤال: مصادیق امانت در آیه 72 احزاب چیست؟

جواب: در حدیث می خوانیم هنگامی که وقت نماز فرا می رسید، لرزه بر اندام حضرت علی علیه السلام می افتاد و می فرمودند: «وقت نماز است، نماز همان امانت الهی است که کوه ها و آسمان ها از تحمل آن سرباز زدند.» در زیارت جامعه کبیره خطاب به اهل بیت علیهم السلام می خوانیم: «انتم الامانة المحفوظة؛ شما آن امانت حفظ شده هستید.»
به طور کلی نعمت های الهی به انسان (عقل، اراده، فطرت، هدایت پیامبران و...) امانت الهی هستند. در امانت، خیانت نکنیم که از بزرگترین ظلم هاست.(13)
بیان این نکته ضروری است که خداوند امانت را به انسان تحمیل نکرد؛ بلکه خود انسان آن را حمل کرد.
متأسفانه انسان با داشتن دو صفت ظلم و جهل، نمی تواند حقیقتاً این امانت را حمل کند.


بنابراین منشاء همه خیانت ها جهل اوست که در اثر جهل، انسان ظلم می کند پس، باید با جهل و نادانی اش مبارزه و مقابله کند تا از ظلم کردن نیز محفوظ بماند.

 

 

 

تنظیم کننده: خانم زین العابدینی

 

«موسسه فرهنگی قرآن و عترت نورالیقین»


1. تفسیر نور، ذیل سوره احزاب .

 

2. احزاب، 21 .
3. تفسیر نمونه، ج17، ذیل آیه 21 احزاب .
4. تفسیر نور، ذیل آیه 21 احزاب .
5. تفسیر نمونه، ج17، ذیل آیه 21 احزاب .
6. تفسیر نور، ذیل آیه 59 احزاب .
7. تفسیر نور، ذیل آیه 31 نور .
8. تفسیر نور، ذیل آیه 59 احزاب .
9. تفسیر نور، ذیل آیه 31 نور .
10. برگرفته از تفسیر نمونه، ذیل آیه 59 احزاب .
11. احزاب، 72 .
12. تفسیر نمونه، ج17، ذیل آیه 72 احزاب .
13. تفسیر نور، ذیل آیه 72 احزاب .

تصویر امنیتی

تصویر امنیتی جدید

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به موسسه نورالیقین می باشد

نقل مطلب فقط با ذکر منبع جایز می باشد