ثارالله

create forum اضافه کردن دیدگاه جدید remove_red_eye 1865 خواندن

 

 

السّلام علیک یا ثاراللهِ و ابن ثاره

«سلام بر تو ای حسینی که خدا خون خواهی تو می کند و ای پسر کسی که خدا خون خواهی او می کند».

 

برای ثارالله معانی مختلفی ذکر شده است که هر یک معنی خاص خود را می طلبد.

ثار: مخفف ثائر (1)، از ریشه «ثَأر» و «ثَوره» به معنای انتقام، خون، خون خواهی(2)، کین و کین خواهی (3) آمده است.

با توجه به معانی یاد شده، چند نکته قابل اشاره است:

 

1- اگر «ثار» به معنی خون باشد، به طور حتم مراد از «ثار الله» معنای حقیقی نیست؛ بلکه یک تشبیه، کنایه و مجاز است. چون به یقین خدا موجودی مادی نیست تا دارای جسم و خون باشد؛ پس این تعبیر از باب تشبیه معقول به محسوس است؛ یعنی همان گونه که نقش خون در بدن آدمی نقش حیاتی است، وجود مقدس امام علی و امام حسین نسبت به دین خدا، چنین نقشی دارد و امروز، بقای اسلام و آداب مسلمانی به برکت آن دو وجود مبارک است.

 

2- گاهی «ثار» به معنی طالب ثار می باشد؛(4) از آن جهت که اهل بیت «آل الله» هستند، شهادت آنها، ریخته شدن خونِ متعلّق به خداوند است و خداوند، خود ولیّ دم آن حضرات می باشد، پس ریختن خون سیّدالشّهدا (ع) در کربلا، تجاوز به حریم و حرمت الهی و طرف شدن با خداوند است و خود خدا، خون آن بزرگوار را از دشمنانش باز خواست می کند. (5)

 

3- هنگامی که انسان، دل از غیر خدا برمی دارد و به خدا دل می بندد، تمام اعضای وجود او الهی می شود.(6) امام حسین(ع) به تمام معنی از همه چیز گذشت و دل به دوست سپرد؛ بنابراین، همه وجود او الهی شد و به همین دلیل، خون او خون خداست. امام حسین ، در آن روز سخت با نثار خون خود و عزیزانش، نهال اسلام را آبیاری کرد و به پاس این ایثار و فداکاری بزرگ، در بارگاه خداوند، منزلتی بس والا یافت؛ این منزلت همان مقام ثاراللّهی است.

 

 

وابن ثاره

 

امام حسین(ع) فرزند خون خداست. خدا در این زیارت، هم امام حسین(ع) و هم پدر گرامیش امام علی(ع) را خون و خون بهای خود دانسته است. او فرزند کسی است که مظهر، آیینه و نماینده تمامی صفات و کمالات حق تعالی است، چنانچه خود حضرت علی(ع) می فرماید:

«أنَا عَینُ اللهِ النَّاظِرَه؛من چشم بینای حقّم» و «أنَا أُذُنُ اللهِ الوَاعِیَه؛ من گوش شنوای حقّم» و «أنَا یَدُاللهِ البَاسِطَه؛ من دست گرم حقّم» (7) ... 

 

 


1. حیدری فر، منشور نینوا، ص105.

2. راغب، مفردات، ص11؛ معین، فرهنگ فارسی، ج1، ص185؛ مجمع البحرین، ج1، ص237.

3. علّامه تهرانی، شفاء الصدور، صص157-160؛ اساس البلاغه، ص49، ذیل: «ثار»؛ مختار الصحاح، ص51، ذیل: «ثار».

4. علّامه تهرانی،شفاء الصدور، ص158.

5. محدثی، درسهایی از زیارت عاشورا، ص14؛ عزیز تهرانی، شرح زیارت عاشورا، ص35؛ کامل الزیارات، ص216، زیارت 13.

6. شیخ کلینی، کافی، ج4، ص 65، ش2730، «مَا تَقَرّبُ إلَیَّ عَبدٌ مِن عِبَادِی بِشَیءٍ أَحَبُّ إِلَیَّ مِمَّا أفتَرَضتُ عَلَیهِ وَ إِنَّهُ لِیَتَقَرَّبُ إِلَیَّ بِالنَّوَافِلَهَ حَتَّی أحِبَّهُ فَإِذَا أحبَبتَهُ کُنتُ سَمعَهُ الَّذِی یَسمَعُ بِهِ وَ بَصَرَهُ الَّذِی یبصَرُ بِهِ وَ لِسَانَهُ الّذِی یَنطِقُ بِهِ وَ یَدَهُ الّتِی یَبطِشُ بِهَا إن دَعَانِی أجَبتَهُ وَ إِن سَألَنِی أعطَیتَهُ؛ هیچ بنده ای از بندگانم با چیزی محبوب تر از آنچه من بر او واجب کرده ام به من نزدیک نمی شود و همانا او با نافله به من نزدیک می شود تا او را دوست بدارم و چون او را دوست بدارم آن گاه گوش او می شوم تا با من بشنود و چشمش می شوم تا با من ببیند و زبانش می شوم تا با من سخن بگوید و دست او می شوم تا با من بگیرد. اگر مرا بخواند جوابش می دهم و اگر چیزی بخواهد عطایش می کنم».

7. المناقب

تصویر امنیتی

تصویر امنیتی جدید

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به موسسه نورالیقین می باشد

نقل مطلب فقط با ذکر منبع جایز می باشد