بیان عظمت و بزرگی مصیبت عاشورا

create forum اضافه کردن دیدگاه جدید remove_red_eye 3077 خواندن

 

 

«یَا أبَا عَبدِاللهِ لَقَد عَظُمَتِ الرَّزِیه وَ جَلَّت وَ عَظُمَتِ المَصیِبَهُ بِکَ عَلَینَا وَ عَلَی جَمِیعِ أَهلِ الإِسلَام...»

یا اباعبدالله! همانا مصیبت و سوگ تو در عالم بزرگ است. مصیبتی که بر شما رسید، بر شما رسید، بر ما و تمام مسلمانان، سنگین، ناگوار و دشوار است...

 

مصیبت امام حسین(ع) و یارانش، از بزرگ ترین مصائب تاریخ برای هر دل سوخته و اهل حقیقتی می باشد. ممکن است این سؤال به ذهن برسد که:

چرا در میان این همه فجایع و جنایات تاریخ و همچنین از میان مصائب امامان، مصیبت امام حسین(ع)، ناگوارتر است؟ چرا تا این اندازه به توسّل، گریه و بزرگداشت مصیبت آن حضرت سفارش شده است؟

 

 

سه عامل مؤثر در هر مصیبت

 

می توان گفت که شدت اندوه و تأثر و بزرگی هر مصیبتی به سه عامل بستگی دارد و هر سه عامل در حادثه عاشورا وجود داشتند:

 

1- ارزش و بزرگی شخصیت متوفّی، در ناراحتی و مقدار آن در انسان نقش بسیاری دارد. یعنی به اندازه شخصیت و عظمت معنوی مصیبت دیده، از دست دادن آن مشکل تر خواهد بود.

 

2- خویشاوندی معنوی، از عوامل دیگر شدت تأثر است. به طوری که هر اندازه شخص متوفّی یا مصبیت دیده، با انسان خویشاوندی روحی و معنوی داشته باشد؛ به همان تناسب شدت تأسف فزونی می یابد.

 

3- چگونگی مصبیت و به وجود آمدن آن، یعنی هرمقدار گرفتاری، کشتار و یا هر مصیبت دیگر، فجیع تر و ناگوارتر باشد، به همان تناسب تأثر و نمود مصیبت بیشتر خواهد شد و هر مقدار مصیبت و گرفتاری کمتر باشد، به همان مقدار از احساس اندوه و تأسف کاسته خواهد شد.

 

 

علّت بزرگی مصیبت عاشورا بر ما و اهل اسلام

 

هر سه عامل یاد شده، در کربلا دیده می شود. اگر چه مدت جنگ کم بود، اما فجیع ترین وقایع و انواع جنایت ها و پستی های دشمنان اسلام، در حادثه کربلا دیده می شود که البته بزرگترین چهره آن ها این است که این خیانت ها و جنایت ها بر امام معصوم وارد شده است. (1)

 

پس، علّت ارزش و بزرگی این مصیبت، هم خود شخصیت اصلی کربلا و هم نزدیکی معنوی و پیوند الهی و انسانی ما به آن حضرت است بنابراین، برای ما شیعیان و تمام حقیقت پرستان بی غرض و تمام اهل آسمان ها، بسیار سخت است که ببینیم با پاک ترین و عالی ترین نمونه انسانی در آن برهه از زمان، به این صورت برخورد کردند. هر مقدار ارزش آن بزرگوار نزد ما آشکارتر و نزدیکی ما به آن حضرت بیشتر شود، تحمل ما نسبت به مصیبت وارده به امام، کمتر می شود؛ زیرا به مظلومیت آن امام شهدا، بیشتر پی می بریم و در نتیجه تأثر ما فزونی خواهد یافت.

 

 

ابعاد دیگر فاجعه عظیم کربلا

 

ابعاد مصیبت این فاجعه عظیم تاریخی از جهات مختلفی بزرگ و قابل توجه است. غیر از موارد یاد شده، یک جهت دیگر مصیبت این است که:

نا اهلان و کسانی بر مسند و جایگاه پیامبر خدا(ص) تکیه زدند که به هیچ وجه صلاحیّت آن را نداشتند.(2)

 

جهت دیگر آن که اینکه اگر خداوند سبحان، در زیارت عاشورا، به شهادت رسیدن حضرت سیّد شهدا(ع) را بزرگ ترین مصیبت نامیده است، نه تنها به دلیل ابعاد وسیع فاجعه کربلا می باشد، بلکه وجود حضرت در خاندان نبوّت، محوریّت و موضوعیّت دارد و آن حضرت، آخرین فرد اهل کسا و تنها وارث باقی مانده بعد از پیامبر بود.

 

 

امام حسین(ع) واسطه ای بود که مردم را به زمان پیامبر متّصل می کرد.

 

در روایتی عبدالله بن الفضل می گوید: به امام صادق(ع) عرض کردم: «ای فرزند رسول خدا! چگونه روز عاشورا روز مصبیت و جزع و غم و گریه است، ولی روز رحلت رسول خدا(ص) یا روز رحلت فاطمه زهرا(س) و حضرت علی(ع) و امام حسن(ع) روز مصبیت و جزع و گریه قرار نشده است؟»

 

حضرت در پاسخ فرمودند:

«روزی که حضرت اباعبدالله(ع) در آن به شهادت رسید، بزرگ ترین مصیبت اتفاق افتاد که روزهای دیگر به عظمت این روز نیست. زیرا اصحاب کسا، همان کسانی که گرامی ترین خلق خداوند بودند، این پنج تن بودند. بارفتن رسول اکرم، چهار نفر از آنها باقی ماندند و وسیله آرامش و تسلی مردم بودند. یا فقران هر کرام از آنها که از دنیا رحلت می کردند، جانشین بعدی، موجب تسلیت و آرانش مردم بود. ولی وقتی که امام حسین(ع)، به شهادت رسید، دیگر کسی از اصحاب کسا باقی نماند و گویی با رفتن حضرت اباعبدالله، همه اصحاب کسا رفتند، همان طور که تا حضرت زنده بود، انگار که همه آنها زنده هستند. به همین سبب، روز عاشورا را باید بزرگ ترین مصبیت بدانیم».

 

عبدالله بن فضل می افزاید، به امام عرض کردم: «ای فرزند رسول خدا! آیا علی بن الحسین(ع) برای مردم موجب سکون و آرامش نبود و تعزیت به پیشگاه وی گفته نمی شود، همان طور که پدران آن حضرت این چنین بودند؟»

 

حضرت فرمود:

«آری! علی بن الحسین(ع)، امام و حجت خدا بر خلق، بعد از پدران خود بود، اما نه به طور مستقیم رسول خدا(ص) را ملاقات کرده بود و نه کلام حضرت را شنیده بود. علی بن الحسین(ع)، علم را از پدر به ارث گرفته بود و پدر گران قدرش از چدّش حضرت رسول(ص) و مردم، این بزرگواران یعنی امیرمؤمنان(ع)، فاطمه(ع)، حسن(ع)، حسین(ع) را با رسول خدا در حالات گوناگون دیده بودند و هنگامی که به یکی از آنها نگاه می کردند به یاد رسول خدا و گفتاری که درباره او گفته بود، می افتادند. اما با شهادت سیدالشهدا(ع) دیگر مردم از فیض مشاهده همه آنها محروم شدند. بنابراین، روز عاشورا اعظم المصبیه می باشد».(3)

 

 

 


 

1. استاد شهید بزگوار علّامه مطهری، در کتاب حماسه حسینی می فرماید: یک وقت حساب کردم، ظاهراً حدود بیست و یک نوع پستی و لئامت در این جنایت دیدم و خیال نمی کنم در دنیا چنین جنایتی پیدا بشود که تا این اندازه تنوع داشته باشد.

2. نهج البلاغه، خطبه 93، امیرمؤمنین علی(ع)، چهره فتنه انگیزی بنی امیه را به عنوان یک خطر جدّی برای عالم اسلامی معرفی می کند. یکی از فتنه های بنی امیه را بهم زدن مساوات اسالمی و دیگر دسیسه آنها را سر به نیست شدن روشنفکرن بعد از خود می داند. خاندان بنی امیه از کسانی بودند که از اوّل با اسلام مخالفت می کردند. آنها بعد از رحلت پیامبر اسلام، در دستگاه های اسلامی نفوذ کردند و خلفای وقت نیز در این نفوذ بی دخالت نبودند. معاویه از زمان خلافت عثمانی جامعه اسلامی نبود. تا اینکه بعد از شهادت امام علی(ع) به خلافت رسید و با خرج کردن پول های کلان بیت المال مسلمانان و به استخدام درآوردن مزدوران، به جعل احادیث به نفع خلفا پرداخت، تا هم منافعی نصیب خودش شود و از طرف دیگر به ضرر امام علی(ع) باشد. 

3. عیون اخبار الرضا.

تصویر امنیتی

تصویر امنیتی جدید

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به موسسه نورالیقین می باشد

نقل مطلب فقط با ذکر منبع جایز می باشد