اذن دخول در حرم معصومان

create forum اضافه کردن دیدگاه جدید remove_red_eye 3080 خواندن

 

یکی از سنّت های زیارت، در وقت دخول حرم معصومان(ع) اذن دخول است.

اذن دخول در حرم معصومان(ع) در حقیقت به معنای اجازه خواستن برای حضور در حریم آنها است. در حقیقت اذن دخول جنبه شکلی و ظاهری ندارد. وقتی گفته می شود اجازه می دهید وارد خانه شما شویم؟ یعنی اینکه آیا اذن و اجازه ورود در محفل سرّ خود را به ما می دهید؟

این اجازه ابتدا از حریم الهی شروع می شود و سپس بنا بر سلسله مراتب، اجازه ورود در حریم سرّ پیامبر(ص) و ائمه معصوم(ع) تقاضا می‌ شود. به طور کلّی، هر کسی به اندازه لیاقت و ظرفیّتش در سرّ حرم وارد می شود و کسی که اجازه ورود در حرم را پیدا می‌کند برای همیشه در حریم الهی و پیامبر(ص) و معصومان(ع) است.`

«اذن دخول» سنّتی است که در قرآن نیز به آن اشاره شده است. قرآن، اذن و اجازه را به عنوان یکی از آداب ورود به خانه پیامبر(ص) بیان کرده است:

« یَا أَیّهَا الَّذینَ آمَنُوا لَا تَدخُلُوا بُیُوتَ النَّبي إِلَّا أَن یُؤذَنَ لَکُم.... »(1)        « ای کسانی که ایمان آورده اید، داخل خانه های پیامبر نشوید، مگر آنکه به شما اجازه داده شود».

از آیات دیگری که گویای اذن دخول در جایگاه و خانه پیامبران و ائمه است این آیه شریفه است:

« فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللهُ أَن تُرفَعَ وَیُذکَرَ فِیهَا اسمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ بِالغُدُوِّ وَالأَصَال »(2) [آن نور هدایت] در خانه هایی است که خدا اجازه داده که بر افراشته شده و تکریم شوند و نام خدا در آنها یاد شود. در آن خانه ها هر صبح و شامگاه او را نیایش می‌کنند».          

      

      

مقصود از «فی بیوتٍ» چیست؟

 

در روایتی که در تفسیر«صافی» نقل شده، آمده است: «هِیَ بُیوُتَات الأَنبیاء وَ الرُّسُل وَ الحُکَماء وَ أَئِمَّةِ الهُدَی»      «این خانه های پیامبران، رسولان و ائمه هدایت است.» در روایت هم آمده که مقصود از این خانه ها، خانه های گلی و ظاهری نیست بلکه مقصود، همان روح، کالبد و بدن های آنهاست، یعنی اینکه اینها انسان هایی هستند که بدنشان، مسجد و معبدِ روحشان است. « قَتاده»(3) در سفری که به مدینه داشت خدمت امام باقر(ع) مشرّف می شود، سؤالاتی می‌پرسد و جواب هایی می شنود و در مقابل سؤالات امام، درمانده می شود و احساس حقارت می‌کند. بعد به امام عرض می‌کند که من با عالم های زیادی روبه رو شده ام ولی در مقابل هیچ کس به اندازه شما خودم را گم نکرده ام و مضطرب نشده ام. امام فرمود:

« می دانی در مقابل چه کسی قرار گرفته ای؟ در مقابل آنهایی که خدا آنان را بیوت نامیده است، « بَینَ یَدَی بُیُوتٍ أَذِنَ اللهُ أَن تُرفَعَ وَ یُذکَرَ فِیهَا اسمُهُ.....» یعنی اینکه در مقابل تو یکی از این بیت هاست.»

 

 

سلام در آثار اسلامی به عنوان یکی از آداب اجتماعی

 

در فرهنگ لغت، سلام به معنای ایمنی و آسایش است. یکی از آداب معاشرت اسلامی، سلام کردن بر اهل ایمان است، یعنی مؤمنان به همدیگر سلام کرده و تأمین امنیت و آسایش دیگران را خواستارند.

سلام یکی از سنّت هایی است که در میان ملل و اقوام گذشته نیز رایج بوده و هر قوم و ملّتی به نوعی آن را ابراز می‌کرده اند.

در قران کریم، آیاتی چند، پیرامون سلام پیامبران بر امّت و نیز سلام خدا بر آن بزرگواران آمده است. درباره کلمه سلام، نکات ذیر شایان ذکر است:

 

1- سلام، اسم خداوند عزّوجلّ است و مراد، آن است که خداوند حافظ تو است.

 

2- سلام، شعار اسلام و نشان ویژه امّت محمّدی است. تحیّت و درودی است که خاص آیین توحید است.

 

3- سلام، تحیّتی است که به خود سلام کننده بر می‌گردد. خداوند سبحان در قرآن می‌فرماید:

«فَإِن دَخَلتُم بُیوُتاً فَسَلِّموُا عَلیَ أَنفُسِکُم تَحِیّةً مِن عِندِاللهِ مُبارَکَةً طَیِبَة»   « پس زمانی که به خانه ای وارد شدید بر خویشتن سلام کنید، این تحیّتی پر برکت و پاکیزه است از سوی خداوند».(4)                  

                                                          

4- سلام و درود بر پیامبر و ائمه معصوم، ابتدا از جانب خدا،سپس ملائکه و سپس مؤمنان است. این امر به خاطر این است که مؤمنان از خدا و ملائکه تبعیت می‌کنند و علاوه بر درود فرستادن بر پیامبر، به امر خدا، تسلیم اوامر آن حضرت هم هستند.

«إنَّ اللّهَ وَ مَلَائِکَتَةُ یُصَلُّوُنَ عَنِ النَّبي یَا أَیُّها الَّذین أَمَنوُا صَلّوُا عَلَیهِ وَ سَلِّموُا تَسلیما»      « خدا و فرشتگانش بر پیامبر درود می‌فرستند ای کسانی که ایمان آورده اید! بر او درود فرستید و سلام گویید سلامی شایسته». (5)

 

5- سلام، ابراز دوستی، خیرخواهی، طلب سلامتی، رمز محبّت و علاقه و پیوند، چراغ سبز آشنایی، نشان دهنده پیوند بین زائر و مزور(6) و ارتباط ایمانی و فکری میان آن دو است. حضور بر مزار امام و سلام دادن، نوعی شعار به نفع جبهه حق است که در وجود امام، تجلی یافته و نوعی تقویت جناح ایمان و هم بستگی با خطّ پاکی و تقواست.

در واقع، معنای سلامِ زائر، چه در حالی که در حضور امام ایستاده، یا وقتی که از راه دور، آن حضرت را مخاطب سلام قرار داده، این است که یا ابا عبدالله، هیچ آزاری و آسیبی از ناحیه من، چه الان و چه بعد از این، به شما نمی رسد. با توجه به اینکه هدف تمامی آن بزرگواران هدایت مردم است، آنها از معصیت و تخلّف از اوامر و نواهی خداوند، داشتن اخلاق ناپسند همچون خودبزرگ بینی، حرص، ریا، بخل، حب قدرت و مقام و امثال آنها اذیّت خواهند شد. پس زائر باید در سلام، صادق باشد، بنابراین، باید دل را با آب توبه شست و شو دهد و اشک پشیمانی از دیده فرو ریزد و آن گاه به امام عرض سلام کند و در پیشگاه ولی خدا، عهد و پیمان می بندد که ترک گناه کند و به بندگی حق روی آورد.(7)

 

6- سلام، مستحب است و جواب سلام، واجب است.

امام حسین(ع) می‌فرماید: « لِلسَّلام سَبعوُنَ حَسَنَةً تِسعٌ وَ سِتّوُنَ لِلمُبتَداءٍ وَ وَاحِدَةٌ لِلرَّاد»      « برای سلام هفتاد خوبی است که شصت و نه ثواب آن برای سلام کننده و یک ثواب آن برای جواب دهنده آن است».(8) چون سلام کننده امر مستحبّی را انجام داده است، پس ثواب بیشتری می برد. »

جواب سلام، امر واجب است و چه کسی در انجام واجبات از اهل بیت بهتر است. پس حتماً امام حسین(ع) جواب سلام کننده را پاسخ می دهد.

 

7- آغاز کننده سلام غرورها، تکبّرها و منیّت ها را در خود شکسته و تواضع، خشوع و خضوع را جایگزین آن کرده است، بنابراین، از ثواب بیشتری بهره مند می شود.

 

8- جمله «ألسَّلَامُ عَلَیکَ » در خطاب به شخصیّت امام حسین(ع) در فقرات آغازین زیارت عاشورا به چشم می خورد و به دنبال این جمله، اوصاف و فضائل و مناقب و برجستگی های این شخصیّت مطرح می شود و این امر، بهانه ای برای ستایش مقامات بلند این امام عزیز است.

سلام، سرفصل اشاره به شایستگی های آن بزگوار می باشد،(9) بنابراین، در زیارت عاشورا می خوانیم:

« السَّلَامُ عَلَیکَ یَابنَ رَسوُلُ الله، السَّلَامُ عَلَیکَ یَابنَ أمیرالمؤمنِینوَابنَ سَیِّدالوَصیّین، اَلسَّلَامُ عَلَیکَ یَابنَ فَاطِمَةَ الزَّهراء سَیِّدَةِ نِسَاءِ العَالمَیِن»

 

گردآورنده: خانم ارشد حسینی

 


 

1. احزاب/53.

2. نور/36

3. یکی از مفسّران و فقهای اهل تسنن که در کوفه زندگی می کرد.

4. نور/61.

5. احزاب/56.

6. مزور: زیارت شونده.

7. عزیزی تهرانی، شرح زیارت عاشورا،(در تفسیر سلام).

8. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 75، ص120.

9. مرتضی روحانی، نگرشی به زیارت عاشورا، ص 69.

تصویر امنیتی

تصویر امنیتی جدید

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به موسسه نورالیقین می باشد

نقل مطلب فقط با ذکر منبع جایز می باشد