بزرگداشت علامه مجلسی

create کشوری forum اضافه کردن دیدگاه جدید remove_red_eye 599 خواندن

 

 

 

 

 

زندگینامه علامه محمد باقر مجلسی
علامه مجلسى در زمان شاه عباس اول كه مردى با سياست و با كفايت و در عين حال، مردى سنگدل و بى رحم بود متولد شد. زمانيكه شاه صفى پس از او به حكومت رسيد، عراق از قلمرو حكومت ايران جدا شد. پس از شاه صفى، شاه عباس دوم كه 9 سال داشت به حكومت رسيد و در مجلس تاجگذارى او بود كه علامه از او خواست شراب خوارى و فروش آن و برخى اعمال منكر ديگر ممنوع شود. او هم به توصيه هاى علامه عمل كرد، اما رفته رفته، او نيز چون ديگر شاهان آلوده شراب و... شد.
اوضاع سياسى
علماى بزرگوار شيعه در طول تاريخ با وجود فشارها و محروميت ها و اختناقهاى فراوان زحمات ارزنده اى كشيده و آثارى گرانبها به يادگار نهاده اند. آنان با خون دل خوردن ها و زحمات طاقت فرسا نهال تشيع را آبيارى نمودند و اين ميراث عظيم پيامبر صلى الله عليهوآله را به ما رساندند. در اين بين هر گاه اوضاع نسبتا مساعدى فراهم مى شد و فشارها بر عليه شيعيان كم مى شد شاهد شكوفايى بى نظير فقها و علما و فيلسوفان شيعه هستيم. از جمله اين موقعيتها عصر شيخ مفيد و شيخ طوسى را در حكومت آل بويه مى توان برشمرد. همچنين دوره صفويه و زمان علامه مجلسى شاهدى صادق بر اين گفتار است.
علامه مجلسى با عنايت به انتساب شاهان صفويه به تشيع و اينكه آنان خود را منسوب به ائمه اطهار عليهم السلام مى دانستند بيشترين استفاده را در جنبه هاى مختلف نمود. تأليف بزرگترين دائرة المعارف حديث شيعه در غير چنين زمانى و با عدم امكانات اقتصادى بسيار دشوار مى نمود.
تولد
علّامه محمد باقر مجلسى به سال 1037 هجرى مساوى با عدد ابجدى جمله «جامع كتاب بحارالانوار» چشم به جهان گشود. پدرش مولا محمد تقى مجلسى از شاگردان بزرگ شيخ بهايى و در علوم اسلامى از سرآمدان روزگار خود به شمار مي‌رفت. وى داراى تأليفات بسيارى از جمله «احياء الاحاديث فى شرح تهذيب الحديث» است. «مادرش دختر صدرالدين محمد عاشوري» است كه خود از پرورش يافتگان خاندان علم و فضيلت بود.
خاندان علامه مجلسى
خاندان علامه مجلسى از جمله پر افتخارترين خاندانهاى شيعه در قرون اخير است. در اين خانواده نزديك به يكصد عالم وارسته و بزرگوار ديده مى شود و از نزديكان علامه پس از بررسى تنها علم و فضل مشاهده مى كنيم:
1-جد بزرگ علامه، عالم بزرگوار حافظ، ابو نعيم اصفهانى صاحب كتابهايى چون«تاريخ اصفهان» و «حلية الأولياء» است.
2- پدر علامه، مولى محمد تقى مجلسى، معروف به مجلسى اول (1003 - 1070 هجرى) صاحب كرامات و مقامات معنوى و روحى بلند است. او محدث و فقيهى بزرگ است و كتابهايى نيز تأليف نموده است. محمد تقى مجلسى شاگرد شيخ بهايى و مير داماد است. او در علوم مختلف اسلامى تبحر داشته و در زمان خويش مرجعيت تقليد را به عهده داشته است. وى در كنار مرجعيت، از اقامه نماز جمعه و جماعت نيز غفلت نمى كرد و امام جمعه اصفهان بود. از جمله پرورش يافتگان مكتبش مى توان به:علامه مجلسى (كه بيشترين استفاده را از پدر خويش برده است)، آقا حسين خوانسارى و ملا صالح مازندرانى اشاره نمود.
3 - علامه دو برادر داشت كه آنها نيز مردانى متقى و زاهد بودند به نامهاى ملا عزيز اللّه و ملا عبد اللّه، كه براى تبليغ و نشر علوم اهل بيت عليهم السلام به هندوستان رفت و ساكن آنجا گرديد.
4 - خاندان علامه مجلسى نه تنها مردانى عالم و دانشمند به جامعه تحويل داده، بلكه زنان اين خاندان نيز پا به پاى مردان خويش قدم برداشته اند. علامه مجلسى چهار خواهر داشت كه آنان نيز هر يك داراى تأليفات و تحقيقات ارزنده اى در علوم اسلامى مى باشند. از جمله تأليفات آنان مى توان به:شرح كافى، المشتركات فى الرجال، شرح شرايع الإسلام، شرح مطالع و شرح قصيده دعبل خزائى اشاره نمود. همسران اين زنان عالم و بزرگوار نيز از علماى بزرگ بودند. كسانى همچون ملا صالح مازندرانى، ملا ميرزاى شيروانى، ملا على استرآبادى و ميرزا محمد فسايى.
5 - علامه مجلسى داراى 5 پسر بود كه همگى از محضر علم و معارف پدر بهره مند شدند و به مدارجى بالا دست يافتند.
6 - دامادهاى علامه هم كه 5 نفر بودند از طلاب و فضلاى آن زمان بودند و علامه با عنايتى خاص نسبت به دامادها، دختران خويش را به ازدواج آنان درمى آورد.علاوه بر اينها خاندانهاى بزرگى از علماى آن عصر مرتبط با علامه مجلسى بودند، مانند وحيد بهبهانى، بحر العلوم، طباطبايى بروجردى،
ميرزا عبد الله افندى صاحب رياض العلما، شهرستانى و... مقام علمى علامه مجلسى آنچنان شهرتى در علوم مختلف اسلامى دارد كه محتاج هيچ بيان و توضيحى نيست. نام علامه مجلسى چون آفتابى بر آسمان فقاهت و اجتهاد مى درخشد.علامه مجلسى از جمله بزرگانى است كه از جامعيت خاصى برخوردار بود. او در علوم مختلف اسلامى مانند تفسير، حديث، فقه، اصول، تاريخ، رجال و درايه سرآمد عصر بود. نگاهى اجمالى به مجموعه عظيم بحار الأنوار اين نكته را بخوبى آشكار مى سازد. اين علوم در كنار علوم عقلى همچون فلسفه، منطق، رياضيات، ادبيات،   لغت، جغرافيا، طب، نجوم و علوم غريبه از او شخصيتى ممتاز و بى نظير ساخته است.نظرى گذرا به «كتاب السماء و العالم» در بحار الأنوار اين جامعيت را بخوبى نمايان مى سازد.برخى علامه مجلسى را در طول تاريخ اسلامى از حيث جامعيت در علوم و فنون گوناگون بى نظير دانسته اند.علامه ريزبينى و نكته سنجى هاى بسيار زيبايى پيرامون روايات مشكل دارد. بيانهاى علامه در ذيل روايات و آيات قرآن بسيار دقيق و زيبا است و كمتر مى توان در آنها خطا و اشتباهى يافت. علامه مجلسى، علاوه بر علومى چون روايات اهل بيت عليهم السلام در فقه نيز تبحرى بالا داشته، گرچه اكثر مجلدات فقهى بحار مجال پاكنويس شدن نيافته است.
تحصيلات
علامه از همان اوان کـودکـى تحت تربيت و تعليم پـدر دانشمند و در سايه تـوجه خـاص آن بزرگـوار، پرورش پيدا نمود و بـا هـوش سـرشار و استعداد خـدادادى و پشتکار مخصـوص به تحصيل علـوم متـداوله عصـر در حـوزه علمـى اصفهان پرداخت.
و با توجه به تـوانايـى ذاتـى در مـدت کوتاهى مراحل مختلف علمـى و تحصيلى را طى کرده و سپـس به گـرد آورى علـم حـديث و آثار اهل بيت عصمت و طهارت دل بست و تحقيق و پژوهش عميقانه در آن فـن شريف مبذول داشت و تلاش خود را در ايـن مـورد متمـرکز نمـوده تمام اوقـاتـش را صـرف آن کـرد تـا اينکه منشـأ تحـولـى بزرگ در روزگـار خـود گـرديد.
دعاى خير پدر
از ملا محمد تقى مجلسى پدر علامه مجلسى نقل کرده اند که فرمـود : در يکـى از شبها بعد از نماز شب يک حالت خـوشـى به مـن دست داد که فهميدم هر حاجتى از خدا بخـواهـم بر آورده مى شود و فکر کردم، در امـور دنيا و آخرت چه چيز از خـدا مسئلت بنمايـم ناگاه صداى گـريه محمـد بـاقـر از گهواره بلنـد شد. عرض کردم الهى به حق محمد و آل محمـد (صل الله عليه وآله) اين طفل را مروج ديـن خـودت و نشر کننده احکام سيد رسولانت قرار بده و او را موفق کـن به تـوفيقـاتـى که انتهايـى بـراى آن نبـاشـد, شکـى نيست که دعاى والـد در حق ايـن فرزنـد شايسته مستجاب و به درجات عاليه دست يافت.
آفتابى بر منبر
مجلسى كه در مدرسه ملا عبدالله به اقامه نماز و تدريس اشتغال داشت بعد از رحلت پدر بزرگوارش در مسجد جامع اصفهان به اقامه نماز و درس دادن مشغول گشت.» در پاى درس او بيش از هزار طلبه مي‌نشستند و از نور علم و معرفت دل‌هاى خود را جلا مي‌دادند. سيد نعمت الله جزايرى كه نامي‌ترين شاگرد اوست، مي‌گويد:‌
«
با آنكه در سن جوانى به سر مي‌برد چنان در علوم تتبع كرده بود كه احدى از علماى زمانش به آن پايه نرسيده بودند.» «هنگامى كه در مسجد جامع اصفهان مردم را موعظه مي‌كرد هيچ كس فصيح‌تر و خوش كلام تر از او نديدم. حديثى كه شب مطالعه مي‌كردم چون صبح از او مي‌شنيدم چنان بيان مي‌كرد كه گويى هرگز آن را نشنيده‌ام.» تواضع و بزرگمنشى او چنان بود كه بسيارى از بزرگان حوزه براى نشان دادن ارادت خود به او و شناساندن ارزش علّامه به طلاب جوان گاهى به پاى درس ايشان حاضر مى شدند. «شيخ محمد فاضل – با اينكه مجلس درس و مباحثه داشت – به حوزه درس علّامه حاضر مي‌شد و عملاً به طلاب درس تواضع مي‌آموخت و علّامه نيز در مقابل به شاگردانش اظهار مي‌داشت استفاده او از من كمتر از استفاده من از اوست بلكه استفاده من از او بيشتر است.»

 سفر با سلاح قلم
علّامه هيچگاه در سفر، قلم – اين سلاح حوزوى – را از خود جدا نمي‌ساخت و همواره آن را چون دل خويش صيقل مى داد و با آن به راز و نياز مي‌پرداخت. «علّامه جلد بيست و دوم بحار الانوار را در نجف اشرف بعد از مراجعت از سفر حج تأليف نمود. » و «در مراجعت از سفر خراسان در بين راه ترجمه خطبه امام رضا (عليه‌السلام) و رساله وجيزه رجب را نگاشت.»

 هنگام سفرهاى علّامه طلاب فرصت را غنيمت مي‌شمردند و با او همراه مي‌شدند تا در فضايى ساده و دوستانه سعادت واقعى را در كلام او جستجو كنند « مير محمد خاتون آبادي مي‌گويد: من در اوان كودكى در تحصيل حكمت و معقول حريص بودم و تمام اوقات عمر خود را در آن مصروف مي‌داشتم تا آنكه در راه حج به صحبت علّامه مولى محمد باقر مجلسى مشرف گرديدم و با او ارتباط نزديك يافتم و از نور علم و هدايتش رهبرى شدم و به تحصيل و تتبع در كتب فقه و حديث و علوم مشغول شدم و مدت چهل سال بقيه عمرم را از فيوضات او بهره‌مند شدم.»
«در روزهايى كه علامه در مشهد مقدس براى زيارت مشرف بود جمعى  انبوه از علماء فضلا و طلاب جهت استفاده از علوم او تقاضاى درس حديث مي‌كردند و علّامه مجلسى چهل حديث (اربعون حديث) را در اين ايام نوشت.» هنگامى كه علّامه شرح اربعين را به اتمام رساند يكى از فضلاى اهل سنت بعد از ديدن كتاب از راه انصاف و محبت گفت: ما گمان مي‌كرديم پايه علمى علّامه مجلسى منحصر به ترجمه كتاب از عربى به فاسى است تا اينكه كتاب «اسماء و العالم» بحار و «شرح اربعين» او را ديدم، دانستم كه علّامه مجلسى دانايى است كه مافوق او در علم نمي‌باشد
غروب غمگين
عالم خستگي ناپذير مرحوم علامه مجلسي (رحمة الله عليه) پس از عمري در راستاي احياي احاديث گرانبهاي اهل بيتعصمت و طهارت (عليهم السلام) سپري شد بالاخره در 27 رمضان سال 1111 ق. وفات نمود و پيكر پاك ايشان در كنار مسجد جامع اصفهان و در كنار مزار پدر فرزانه اش محمد تقي مجلسي سپرده شد.
محراب بحار
علّامه مجلسى با خود چنين انديشيد كه بايد گهرهاى گرانبهاى اهل بيت (عليهم‌السلام) را كه از اطراف و اكناف جمع كرده است در قالب محرابى زيبا به نام «بحارالانورا» بگنجاند تا نه تنها طلاب بلكه تمام شيعيان در اين محراب به سوى قبله دلها يعنى كلام اهل بيت به نماز عشق بايستند و بدين وسيله راه را از چاه و درست را از نادرست تشخيص دهند تا هر زمان هر مكتبى درباره هر مطلبى كلامى از اهل بيت خواست شيعيان با انگشت اشاره محراب زيباى «بحار» را نشانه روند. از اين رو دست به كارى عظيم زد و شروع به نگارش اين دايرة المعارف بزرگ تشيع كرد.
علّامه در مقدمه بحارالانوار چنين مي‌نگارد: «درآغاز كار به مطالعه كتابهاى معروف و متداول پرداختم وبعد از آن به  كتابهاي ديگرى كه در طى اعصار گذشته به علل مختلف متروك و مهجور مانده بود رو آوردم. هر جا كه نسخه حديثى بود سراغ گرفتم و به هر قيمتى كه ممكن شد بهره‌بردارى مي‌كردم. شرق و غرب را جويا گشتم تا نسخه‌هاى بسيار گرد آورى نمودم. در اين مهم دينى جماعتى از برادران مذهبى مرا يارى نمودند و به شهرها و قصبه‌ها و بلاد دور سركشيدند تا به فضل الهى مصادر لازم را به دست آوردند … بعد از تصحيح و تنقيح كتابها بر محتواي آنها واقف شدم، نظم و ترتيب كتاب‌ها را نامناسب ديدم و دسته بندى احاديث را در فصل‌ها و ابواب متنوع راهگشاى محققان و پژوهشگران نيافتم. از اين رو به ترتيب فهرستى همت گماشتم كه از هر جهت جالب و مفيد باشد. در سال 1070 هجرى اين فهرست را نا تمام رها كردم و از فهرست بندى ساير كتابها دست كشيدم كه اقبال عمومى را مطلوب نديدم و سران جامعه را فاسد و نامطبوع ديدم… . ترسيدم كه در روزگارى بعد  از من باز هم نسخه‌هاى تكثير شده من در طاق نسيان متروك و مهجور شود و يا مصيبتى از ستم غارتگران زحمات مرا در تهيه نسخه‌ها بر باد دهد، لذا راه خود را عوض كردم – از خدا يارى طلبيدم – و به كتاب بحارالانوار پرداختم.
در اين كتاب پربار قريب 3000 باب طى 48 كتاب علمى خواهيد يافت كه شامل هزاران حديث است، شما در اين كتاب براى اولين بار با نام برخى از كتابها آشنا مي‌شويد كه سابقه علمى ندارند و طرح آن كاملاً تازه است.
پس اى برادران دينى كه ولايت امامان را در دل و ثناى آنان را بر زبان داريد به سوى اين خوان نعمت بشتابيد و با اعتراف و يقين كتاب مرا دست به دست ببريد و با اعتماد كامل به آن چنگ بزنيد و از آنان نباشيد كه آنچه را در دل ندارند بر زبان مي‌آورند.»
اما فرصت كم و مشاغل زياد او مانع از آن شد كه به تصحيح روايات بپردازد. به همين علت در مقدمه چنين نگاشت: «در نظر دارم كه اگر مرگ مهلت دهد و فضل الهى مساعدت نمايد شرح كاملى متضمن بر بسيارى از مقاصدى كه در مصنفات ساير علما باشد بر آن «بحارالانوار» بنويسم و براى استفاده خردمندان ، قلم را به قدر كافى پيرامون آن به گردش درآورم.»
علامه مجلسى قدرت تصحيح روايات و احاديث را به خوبى دارا بود همان گونه كه اين قدرت و ژرف نگرى خود را در مراة‌العقول به نمايش گذارده است.
حضرت امام خمينى (ره) درباره بحارالانوار مي‌فرمايد: «بحار خزانه همه اخبارى است كه به پيشوايان اسلام نسبت داده شده،  چه درست باشد يا نادرست، در آن كتابهايى هست كه خود صاحب بحار آنها را درست نمي‌داند و او نخواسته كتاب علمى بنويسد تا كسى اشكال كند كه چرا اين كتاب‌ها را فراهم كردي!».
کتابخانه علامه مجلسي
با توجه به کتاب بحار الانوار و با توجه به وصيت نامه ايشان که اسامي چندين کتابخانه را ذکر مي کند که کتاب هاي آنها به ايشان منتقل شده است از آن جمله:
۱)کتابخانه علامه مولي محمد تقي مجلسي پدر بزرگوار
۲)کتابخانه حافظ کاظم
3)کتابخانه سيد محمد علي
۴)کتابخانه شاه ابو تراب
۵)کتابخانه سيد حسن آل يراق
۶)کتابخانه ميرزا غياث و غيره
عظمت و اهمييت اين کتابخانه معلوم مي شود و چنان چه مشهور است علامه مجلسي ۲۰۰ اصل از اصول چهار صد گانه معتبر نزد شيعه را در اختيار داشته است. پس از وفات علامه مجلسي کتابهايش بين اولاد او تقسيم شد و به قانون طبيعت در اندک مدتي متلاشي گرديد و هريک از آن کتب به کتابخانهاي منتقل شد.
محل سكونت

محل منزل علامه مجلسي به طور قطع و يقين معلوم نيست اما بر حسب قرائن محل آن در كوچه امام جمعه در جنب مسجد جامع قرار داشته است.

مقام علمى‏
ايشان شيفته مقام اجتماعي و نفوذ در حکومت و مردم نگرديده بلکه در سايه دانش اندوزي از محضر بزرگاني همچون پدرش محمد تقى مجلسى در علوم نقلى و مرحوم آقا حسين خوانسارى در علوم عقلى لقب پر افتخار علامه را از بزرگانى همچون وحيد بهبهانى ، علامه بحر العلوم و شيخ اعظم انصارى اخذ کرد. اين بزرگان که هريک دريايى متلاطم از علوم و معارف اسلامى هستند با ديدن مقام و منزلت علامه مجلسى اين لقب را در مورد او به کار بردند، علاوه بر موارد فوق علامه از طرف مولا محمد صالح مازندرانى (متوفاى 1086 هجرى) ملا محسن فيض کاشانى (متوفاى 1091 هجرى)سيد على خان مدنى صاحب شرح معروف بر صحيفه سجاديه عليه‏السلام (متوفاى 1120 هجرى) شيخ حرّ عاملى مؤلف کتاب وسائل الشيعه (متوفاى 1104 هجرى) صاحب اجازه و مشايخ نقل او مي‌باشند. زيرا ايشان از جمله بزرگانى بود که از جامعيت خاصى در علوم مختلف برخوردار بود، که نگاهى اجمالى به مجموعه عظيم بحار الأنوار اين نکته را بخوبى آشکار مى‏سازد. وي در علوم مختلف اسلامى مانند تفسير، حديث، فقه، اصول، تاريخ، رجال و درايه سرآمد عصر بود، اين علوم در کنار علوم عقلى همچون فلسفه، منطق، رياضيات، ادبيات، لغت، جغرافيا، طب، نجوم و علوم غريبه از او شخصيتى ممتاز و بى‏نظير ساخته بود. که نظرى گذرا به «کتاب السماء و العالم» در بحار الأنوار اين جامعيت را بخوبى نمايان مى‏سازد. برخى جامعيت وي در علوم و فنون گوناگون را در طول تاريخ اسلامى بى‏نظير دانسته‏اند.
تأليفات
علامه مجلسـى محقق پر کارى بـود که در عمر شريف خـويـش لحظه اى از تأليف و تحقيق نياسـود و تـوانست کتابخانه بزرگى را که يادگار نياکانـش بـود غنـى تر و پـر بارتر ساخته و جهت استفاده علاقه منـدان در اختيار دانـش پژوهان قرار دهد ، او براى به دست آوردن کتب نادر و کمياب به کشورهاى ديگر از جمله يمـن مسافرت نمود. به دست تواناى علامه مجلسـى کتب زيادى نگارش يافت که به دو بخـش ، تأليفات فارسـى و عربى قابل تقسيم است. ‏
ايشان در عمر 73 ساله خويش بيش از يکصد کتاب به زبان فارسى و عربى نوشت که اولين آنها کتاب الأوزان و المقادير يا ميزان المقادير و آخرين تأليف ايشان هم کتاب حق اليقين است، تعداد کتابهاي علامه مجلسي را به زبانهاي فارسي و عربي حدود ۲۰۰ جلد کتاب مي باشد که اگر ساير تاليفات ايشان را نيز به سبک جديد چاپ کنند کليه تاليفات او را مي توانبالغ بر ۳۰۰ جلد به قطع وزيري و هر جلدي ۴۰۰ صفحه تضمين کرد.
بحار الانواردر ۱۱۰ جلد مراه العقول در ۲۵ جلد و ملاف الاختياردر ۱۶ جلد از مهمترين آثار اوو همگي به زبان عربي است جالب اين است که تاريخ وفات وي به حساب ابجد معادل است با "جامع کتاب بحارالانوار"
از ميان آثار فارسي مجلسي ۵ کتاب از همه مهمتر مي باشد:حق اليقين در اعتقادات , عين الحياة در اخلاق , حليلة المتقين در آداب و احکام حياة القلوب در تاريخ پيامبران و جلاءالعلوم در تاريخ امامان.

تصویر امنیتی

تصویر امنیتی جدید

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به موسسه نورالیقین می باشد

نقل مطلب فقط با ذکر منبع جایز می باشد