موجودات قبل از خلقت حضرت آدم (علیه السلام)

create سعادتمند forum اضافه کردن دیدگاه جدید remove_red_eye 768 خواندن

 

 

 

 

انسان موجودی است صاحب عقل که بواسطه همین نعمت الهی از سایر موجودات متمایز گردیده است. در طول تاریخ افراد گوناگونی بدنبال کشف این حقیقت بوده اند که آیا موجودات متعقل دیگری نیز پا به عرصه این کره خاکی گذاشته اند؟ و در صورت مثبت بودن پاسخ، چه برسر آنها آمده است و آیا سرسلسله نسل کنونی بشر تنها از حضرت آدم (ع) و همسر وی یعنی حوا (ع) می باشد یا از انسانهای قبل از ایشان نیز هنوز نسلی باقیمانده است؟ در این راستا دیدگاه های گوناگونی مطرح گردیده از جمله:

 

1-قبل از حضرت آدم هیچ موجود دیگری شبیه به انسان وجود نداشته است.

2-قبل از حضرت آدم موجوداتی شبیه به انسان یا جن بوده اند که یا از بین رفته و یا هنوز باقی هستند.

3-قبل از حضرت آدم موجوداتی انسان نما بوده اند اما دارای چنین تکاملی نبوده اند و نسل آنها منقرض گردیده است.

 

 

انسان كنونى از چه زمان پيدا شد:

 

«تاريخ يهود مدّعى است كه عمر نسل بشر فعلى در حدود هفت هزار سال است و بيشتر از آن نيست. ميتوان تا حدى اين مطلب را با اعتبار عقلى مطابق دانست در صورتيكه نسل فعلى بيك زن و مرد منتهى شود. اگر زن و مردى را در نظر بگيريم و توالد و تناسل آندو را در يكقرن حساب كنيم و آنگاه كسانى را كه در يك قرن در اثر مرك طبيعى و حوادث و جنگها و غيره از بين رفته‏اند از تعداد فوق كسر كنيم و حساب قرنها را پيش ببريم خواهيم ديد در عرض هفتاد قرن در حدود 2 ميليارد و نيم يا 3 ميليارد بيشتر نخواهد بود و آمار جهانى جمعيت فعلى كره زمين را در حدود 3 ميليارد معين ميكند. يكى از دانشمندان غربى در كتابى بنام (تقدم و فقر) در ردّ نظريّه مالتوس كشيش انگليسى كه عقيده داشت بشر روى زمين در هر 25 سال دو برابر ميشود ميگويد: خانواده كنفوسيوس معروف در چين باقى است و با احترام خاصّ زندگى ميكنند و وسائل زندگيشان از هر جهت فراهم است ولى پس از گذشت دو هزار و چهار صد سال شماره افراد آن خاندان از بيست دو هزار تن تجاوز نكرده است. «ژولين هكسلى» دانشمند زيست شناس انگليسى جمعيّت روى زمين را در هشت هزار سال قبل ده ميليون تخمين مى‏زند و ارقام مذكوره در ذيل را بدست ميدهد: جمعيت زمين در 5000 سال قبل از ميلاد 20 ميليون نفر. در 400 ميلادى 200 ميليون نفر. در 1650 ميلادى 540 ميليون نفر. در 1950 ميلادى 2200 ميليون نفر. «هكسلى» روزگاريكه مدير كلّ يونسكو بود بايران سفر كرده است و اين آمار را در مجله جهان زير عنوان جمعيت و سرنوشت بشر در 1950 ميلادى ماه ژانويه منتشر كرده است».1

 

 

 

آیا قبل از خلقت آدم ابوالبشر(ع) انسانهایی زندگی می کردند:

 

 

رجوع به قرآن:

 

از برخی آیات (نه صراحتا) چنین برمی آید که قبل از آدم (ع) نیز انسانهایی می زیستند. از جمله آیاتی که می توان از آن چنین استنباط نمود آیه 30 سوره بقره می باشد: «وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ و چون پروردگار تو به فرشتگان گفت من در زمين جانشينى خواهم گماشت [فرشتگان] گفتند آيا در آن كسى را مى‏ گمارى كه در آن فساد انگيزد و خونها بريزد و حال آنكه ما با ستايش تو [تو را] تنزيه مى ‏كنيم و به تقديست مى ‏پردازيم فرمود من چيزى مى‏ دانم كه شما نمیدانید».2 از تعجب و علم سابق ملائکه می توان چنین برداشت نمود که قبل از خلقت ابوالبشر، انسانهای دیگری در این کره خاکی می زیسته اند که دست به فساد و خونریزی زده اند و وجود چنین سابقه ای در ذهن ملائکه موجب ایجاد این سؤال گردیده است. «على بن ابراهيم به نقل از امير المؤمنين (ع) چنين روايت مى‏كند: خداوند تعالى هفت هزار سال بعد از آنكه طائفه‏اى خاص از جن و انس بر روى زمين زندگى كردند امر فرمود تا فرشتگان از فراز طبقات آسمانها بر زمين بنگرند، فرشتگان چون پليديهاى جن و انس را بر گسترده زمين ديدند عرضه داشتند پروردگارا تو صاحب عزت و قدرتى، بندگان ناتوان تو اينگونه از نعمتهاى تو بهره مى‏جسته و به عصيان برخاسته‏اند و تو از اين گروه انتقام نمى‏جوئى؟ ذات بارى هنگاميكه اين جملات را شنيد فرمود: إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً تا آدم‏ حجت و دليل من در روى زمين باشد آنگان فرشتگان گفتند: أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها همچنانكه ذريه جن و انس قبل از او چنين كردند بنابراين جانشينت در زمين را از ميان ما برگزين چرا كه ترا تقديس و تسبيح خواهيم گفت. خداوند در جواب آنها فرمود: إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ‏ اراده نموده‏ام تا از ذريه او بندگان صالح و پيشوايان هدايت يافته را بيافرينم و زمين را از انسان پاك ساخته و گروهى از جن را كه سركش و نافرمانند در آسمان و اكناف عالم‏ مستقر سازم و ميان آن دو حائلى در افكنم فرشتگان گفتند: آنچه اراده فرموده‏اى همان كن ...».3

 

 

رجوع به روایات:

 

 

روایات صریحی در این زمینه حاکی از آن هستند که انسانهای دیگری قبل از آدم (ع) بوده اند .در ذیل به برخی از آنها اشاره مینماییم:

 

 

1-«جابر بن يزيد گويد: از امام باقر (ع) پرسيدم معناى اينكه خداى عز و جل ميفرمايد: آيا بآفرينش نخستين ما عاجز شديم بلكه آنان از آفرينش تازه‏اى در اشتباهند (سوره ق آيه 15) چيست؟ فرمود اى جابر تأويل اين آيه چنين است كه خداى عز و جل چون اين آفريدگان و اين جهان را فانى نمود و بهشتيان را در بهشت و دوزخيان را در دوزخ جاى داد. خداى عز و جل جهانى از نو مى‏آفريند كه بجز اين جهان باشد و جهانى كه از نو بوجود مى‏آورد نيازى بنر و ماده نخواهد داشت آنان خداى را بپرستند و بيگانگى‏اش بشناسند و زمينى براى آنان بيافريند كه بار سنگينى آنان را بكشد و بجز اين زمين باشد و آسمانى براى آنان بيافريند كه بر آنان سايه بيفكند و بجز اين آسمان باشد. شايد تو را عقيده بر اين است كه فقط همين يك جهان را آفريده است؟ و معتقدى كه خداى عز و جل بجز شما بشريرا نيافريده است؟ بلكه بخدا قسم همانا خداى تبارك و تعالى هزار هزار جهان و هزار هزار آدم آفريده است كه تو در آخر آن جهان‏ها و آن آدميان ميباشى».4

 

 

2-«امام ششم عليه السّلام  فرمود: راستى براى خدا عز و جل 12000 عالم است كه هر كدام بزرگترند از هفت آسمان و هفت زمين، و هيچ كدامشان نميدانند كه خدا عز و جل عالم ديگرى دارد، و من حجت بر همه آنها هستم».5

 

 

3-«روايت شده از امام صادق عليه السّلام كه خدا را دو شهر است يكى در مغرب و ديگرى در مشرق بآنها جابلقا و جابرسا گويند درازى هر كدام 12 هزار فرسخ است، در هر فرسخ درى است، در هر روز از هر در هفتاد هزار درون روند و مانند آن برون شوند و تا روز قيامت باز نگردند، نميدانند خدا آفريده آدم را و نه ابليس و نه خورشيد و نه ماه را آنان بخدا فرمانبرترند براى ما از شماها براى ما ميوه آرند در غير فصل آن، گماشته‏اند بلعن بر فرعون و هامان و قارون».6

 

 

4-«در قصص راوندى بسندش از امام پنجم، فرمود: پرسيده شد امير المؤمنين عليه السّلام كه آيا در زمين پيش از آدم و فرزندانش آفريده از آفريده‏هاى خدا بوده‏اند كه خدا را بپرستند؟ پاسخ فرمود: آرى البته در آسمانها و زمين خلقى بودند كه خدا را تقديس ميكردند و تسبيح ميگفتند، و بزرگ ميداشتند در شب و روز بى‏سستى و كاستى، چون كه خدا عز و جل چون زمينها را آفريد پيش از آسمانها بود، سپس فرشته‏هاى روحانى بالدار آفريد كه هرجا خدا ميخواست پرواز ميكردند، و آنها را ميان طبقه‏هاى آسمان جا داد و شبانه روز او را تقديس ميكردند، و اسرافيل و ميكائيل و جبرئيل را از ميان آنها برگزيد.

 

 

سپس خدا عز و جل در زمين پريان روحانى بالدار آفريد كه پائين‏تر از فرشته‏ها بودند، و آنها را نگهداشت كه در پرش و جز آن بفرشته‏ها نرسند و آنها را ميان طبقه‏هاى هفت زمين جا داد و بالاى آن و خدا را شبانه روز تقديس ميكردند و سست نميشدند، سپس آفريده‏هائى پائين‏تر از آنها آفريد با تن و جان و بى‏بال و پر ميخوردند و مينوشيدند «نسناس» مانند خلق آنان هستند، آدمى نيستند، آنها را ميانه زمين و پشت زمين جا داد با پريان خدا را شبانه روز تقديس ميكردند و سست نمى‏شدند

 

 

گفت: پريان بآسمان‏ها پرواز ميكردند و بفرشته‏ها برميخوردند و بآنها درود ميگفتند و از آنها ديدن ميكردند و با آنها مى‏آسودند و از آنها مى‏آموختند (الخبر) سپس گروهى از پريان و نسناس كه خدا آفريد و در ميانه‏هاى زمين با فرشته‏ها جا داد از فرمان خدا سرپيچى كردند، و هرزگى كردند و بناحق ستم كردند، و بيكديگر در سركشى بر خدا بالا دستى نمودند، تا آنجا كه خون هم را ريختند، و تباهى بار آوردند و پروردگارى خدا تعالى را منكر شدند، فرمود: گروه فرمانبران از پريان بكارهاى خدا پسند و فرمانبردارى او ايستادگى كردند و از دو گروه پرى و نسناس كه از فرمان خدا سركشى كردند جدا شدند.

 

 

فرمود: خدا بال پريانى كه از فرمان خدا سركشى كردند و تمرد نمودند فرو ريخت و نتوانستند بآسمان بپرند و بديدار فرشته‏ها برسند چون گناه و نافرمانى كردند فرمود:

 

گروه فرمانبر خدا از پريها شب و روز مانند پيش بآسمان پرواز ميكردند و ابليس كه (حارث) نام داشت بفرشته‏ها وانمود ميكرد كه از گروه فرمانبر است سپس خدا خلقى آفريد نه فرشته بودند، نه پرى، نه نسناس، مانند خزنده‏ها در زمين مى‏لوليدند ميخوردند و مى‏نوشيدند چون چهارپايان از چراگاه زمين همه نر بودند و ماده نداشتند خدا خواهش زنان و دوستى فرزندان، و آز، و آرزوى دراز، و كام زندگى در آنها ننهاده بود، نه شب به آنها تيره بود و نه روز آنها را فرا ميگرفت، نه بهيمه بودند و نه خزنده، برگ درخت‏ها جامه‏شان بود و از چشمه‏هاى جوشان و نهرهاى بزرگ مينوشيدند.

 

سپس خدا خواست آنها را دو گروه سازد و گروهى را پشت آفتاب زدن و دريا انداخت و برايشان شهرى ساخت بنام (جابرسا) كه 12 هزار فرسخ در 12 هزار فرسخ وسعت داشت و با روئى آهنين بر آن نهاد از زمين تا آسمان و سپس آنها را در آن جا داد، و گروه ديگر را پشت آفتاب غروب و آنور دريا افكند و شهرى برايشان‏ ساخت بنام (جابلقا) 12 هزار فرسخ در 12 هزار فرسخ با باروئى آهنين تا آسمان و آنها را در آن جا داد، اهل (جابرسا) جاى اهل (جابلقا) را نميدانند و آنها هم جاى جابرسائيان را نميدانند، و اهل ميانه زمين از پرى و نسناس هم هيچ كدام را نمى‏شناسند. و خورشيد بر اهل ميانه‏هاى زمين از پرى و نسناس مى‏تابد و از حرارت و روشنى آن سود برند، سپس در چشمه گل آلودى غروب كند و اهل جابلقا از آن بيخبرند و هم اهل جابرسا چون طلوع كند، زيرا آن از پس جابرسا برآيد و از پس جابلقا غروب كند.

 

 

گفته شد يا امير المؤمنين پس چگونه بينند و زنده مانند، چگونه ميخورند و مينوشند با اينكه خورشيد بر آنها نتابد؟ فرمود: آنها از نور خدا پرتو گيرند كه تابنده‏تر از نور خورشيد است، ندانند كه خدا خورشيدى آفريده و نه ماهى و نه اختران و نه كواكبى و جز خدا را نشناسند، گفته شد: يا امير المؤمنين ابليس چه ارتباطى با آنها دارد؟ فرمود: ابليس را نشناسند و نامش را نشنيدند، و جز خداى يگانه و بى‏شريك نشناسند، هيچ كدام هرگز خطاء و گناهى نورزند، بيمار نشوند پير نشوند، نميرند تا روز رستاخيز، خدا را بپرستند و سست نشوند، شب و روز در برابر آنها يكسانست....».7

 

 

 

*نسناس چیست؟

 

در مورد نسناس دیدگاه های مختلفی آمده که در ذیل بدان اشاره میکنیم:

 

1-نسناس موجودی است موهوم و اسطوره ای که بدنش نیمی از اعضای انسان را دارد همانند یک دست، یک پا ،یک چشم و ....

 

2-برخی نسناس را گروهی از بنی آدم می دانند که مسخ شده اند. آورده اند که بنی امیم بن لاوذبن سام بن نوح در ریگزاری در وبار مقر داشتند. تعداد آنها بسیار گشت اما بخاطر گناهی که مرتکب شده بودند گرفتار عذاب الهی گشتند. گروه زیادی از آنها هلاک گردیدند و باقیمانده شان را نسناس می گویند.8

 

3-در برخی روایات آمده که مراد از نسناس اکثریت مردم میباشد. «مردى خدمت امير مؤمنان شرفياب شده عرضكرد: اگر براستى تو مرد عالم و دانشمندى هستى بمن خبر ده از: «ناس» (مردم) و أشباه ناس و نسناس! امير مؤمنان عليه السّلام بحسين (فرزندش) فرمود: پاسخ اين مرد را بده. حضرت امام حسين عليه السّلام فرمود: اما اينكه گفتى: ناس (مردم) كيست؟ مائيم مردم، و بهمين جهت خداى جل ذكره در قرآن فرموده: «پس از همان جا كه مردم كوچ كنند شما هم كوچ كنيد» (سوره بقره آيه 199) و رسول خدا (ص) آن كسى بود كه مردم را كوچ داد (يعنى مردم مأمور شدند كه از آنجا كه رسول خدا (ص) و خاندانش كوچ كردند كوچ كنند و اين دليل است بر اينكه مقصود از مردم رسول خدا (ص) و خاندان اويند). و اما اينكه از اشباه مردم پرسيدى پس آنها شيعيان مايند، و هم آنها دوستان ما هستند و آنها از مايند، و از همين رو ابراهيم عليه السّلام فرمود: «هر كه از من پيروى كند پس او از من است» (سوره ابراهيم آيه 36). و اما گفتارت كه از «نسناس» پرسيدى آنها اكثريت مردمند- و با دست خود اشاره بگروه مردم كرد- سپس فرمود: «نيستند آنها جز همانند حيوانات بلكه در روش خود گمراه‏ترند» (سوره فرقان آيه 44)».9

 

4-روایت گردیده که قبل از حضرت آدم (ع)،خداوند مخلوقاتی آفرید به نام نسناس که قبلا بدان اشاره گردید.

 

 

انسان آخرين پديده روى زمين‏:

 

 

«پيدا شدن و بوجود آمدن موجودات روى زمين واقعا اعجاب آور و يكپارچه معجزه است و آنچه در اين زمينه تصور و خيال كرده‏اند كاملا بى‏اساس است و پيش بردن تاريخ پيدايش و جلو كشيدن جابجا شدن تدريجى، مشكل را حلّ نميكند در پيدايش اين همه موجودات عجيب و غريب و منظّم و ايجاد اين موازنه حيرت انگيز جز با اراده خالق توانا عزّ اسمه محال و خارج از امكان است. آخرين پديده قدرت لا يزال نسل كنونى بشر است. «هَلْ أَتى‏ عَلَى الْإِنْسانِ حِينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مَذْكُوراً»10

 

 

در باره پيدايش انسان گفته‏اند:

 

اگر تمام دوره عمر زمين را يكسال فرض كنيم هشت ماه از عمر زمين بدون اينكه موجود زنده‏اى بر آن باشد گذشته است. در ماه نهم و دهم نخستين موجودات جاندار بوجود آمده‏اند. در هفته دوّم ماه آخر سال پستانداران نمودار شدند در ساعت يازده و 45 دقيقه روز سى و يكم ماه يعنى در ربع آخر سال، انسان پا بعرصه حيات گذاشته است دوره تاريخى انسان شصت ثانيه اخير سال است».11

 

 

آیا انسان کنونی همگی فرزندان آدم و حوا هستند:

 

در اینجا این سؤال پیش می آید که بشر کنونی از کدامین پدر و مادر ایجاد گردیده اند؟ آیا تنها آدم و حوا اجداد اولیه انسان های امروزی هستند یا از انسانهای قبل از خلقت ایشان نیز نسلی بر جای مانده است؟

 

«انسان هايي كه امروز بر پهنه زمين زندگي مي‏كنند، همگي فرزندان آدم و حوا (عليهما السلام) هستند. يك دليل بر اين مدعا آن است كه قرآن كريم از سويي خود را هدايتگر همه عالميان و بيم دهنده تمامي بشر، معرفي مي‏كند: (هديً للنّاس)[12] و (نذيراً للبشر)[13] و از سوي ديگر همين بشر را فرزندان آدم مي‏خواند و با تعبير: (يا بني آدم)[14] مورد خطاب قرار مي‏دهد. پس بشرِ مخاطب قرآن، همگي فرزندان آدم اند؛ زيرا اگر بخشي از آنها ريشه در غير آدم و حوا داشتند، صحيح نبود كه قرآن كريم همه را بني‏آدم بخواند. ممكن است گفته شود كه قرآن از باب تغليب و برتري بخشيدن به فرزندان آدم، همه را با اين عنوان خطاب كرده و يا چون همه انسان ها (چه فرزندان آدم و چه غير آنها) در تكليف، مشترك هستند، از آنان با تعبيري يكسان، ياد شده است.

 

امّا صرف «تغليب در خطاب» يا «اشتراك در تكليف»، به استدلال فوق زيان نمي‏رساند؛ چون هر دو نيازمند دليلي مستقل بر اثبات وجود نسلي ديگر است كه آنها فعلا ًيا در عصر نزول وحي، موجود بوده اند و چنين دليلي وجود ندارد؛ زيرا صرف امكان تكامل دارويني و يا حتي فعليّتِ آن نمي‏تواند دوام و عدم انقراض انسان هاي تكامل يافته از ميمون را اثبات كند و آنچه از ظاهر قرآن بر مي‏آيد اين است كه تمام انسان هاي كنوني، فرزندان آدم اند».15

 

«در الميزان در جواب اين سئوال كه: دانشمندان علم طبقات الارض ميگويند: عمر بشر كنونى زايد بر ميليونها سال است و بعضى از فسيل‏هاى انسان يافته شده كه‏ زمان آنرا پانصد هزار سال پيش گفته‏اند، فرموده: اين را گفته‏اند ولى دليلى قانع كننده براى اتصال اين نسل باعقاب گذشته ندارند جايز است بگوئيم: آن نوعها در زمين پيدا و منقرض شده‏اند تا نوبت بنسل آخر كه ما باشيم رسيده است (يعنى فسيل‏ها مال انواع ديگر انسانهاست نه نسل ما)».16

 

 

گرد آوری: وحیده سادات حسینی فرد

 

 

موسسه نورالیقین

مرکز آموزش تفسیر و علوم قرآنی


1-قاموس قرآن/ سید علی اکبر قرشی بنایی/ جلد یک/ص 51
2-بقره/30
3-داستانهای پیامبران/ترجمه قصص الانبیاء جزائری/ ص64
4-الخصال/ شیخ صدوق/ جلد 2/ ص7-796
5-آسمان و جهان (السماء و العالم بحار الانوار جلد 54)/ جلد 1/ ص244
6-همان/ جلد1/ ص257
7-همان/ جلد1/ ص7-245
8-تاریخ طبری/ جلد1/ ص144
الکامل/ ابن الاثیر/ جلد1/ ص274
9-الروضه من الکافی/ جلد2/ ص54
10-دهر/1
11-قاموس قرآن/ سید علی اکبر قرشی بنایی/ جلد1/ ص53
12-بقره/185
13-مدثر/36
14-اعراف/26-27-31-35
یس/60
15-صورت و سیرت انسان در قرآن/ آیت الله جوادی آملی (دام الظله)/ ص26
16-قاموس قرآن/ سید علی اکبر قرشی بنایی/ جلد1/ ص52

تصویر امنیتی

تصویر امنیتی جدید

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به موسسه نورالیقین می باشد

نقل مطلب فقط با ذکر منبع جایز می باشد